اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٤٤٧ - \* قسم اول منطوق اخص از عام باشد
باشد؛ به دليل اينكه دلالت بر مفهوم، دلالت اطلاقى است و از اطلاق دليل منطوق منشأ گرفته است و از آنجا كه عام معارض مىتواند بيان بر نفى اطلاق در دليل منطوق باشد، بنابراين با وجود عموم عام، مقدمات حكمت در دليل منطوق تام نخواهد بود و اطلاق منطوق منتفىشده و در نتيجه، مفهوم ساقطمىشود.
نوع دوم: تعارض عام با مفهوم موافقت و منطوق:
نوع دوم اينكه عام در تعارض مستقيم با منطوق و مفهوم- هر دو- باشد. اين نوع، بر سه قسم است:
١) منطوق اخص از عام باشد؛
٢) منطوق اعم از عام باشد؛
٣) بين عام و منطوق، عموم من وجه باشد.
\* قسم اول: منطوق اخص از عام باشد
نظير آنجا كه دليل عام، دلالت بر حرمت كذب على العموم دارد «لا يخرجن من فيك كذبة أبداً»[١] و از سويى منطوق دليلى ديگر دلالت بر جواز كذب براى اصلاح ذات البين دارد[٢] كه مفهومش جواز كذب لإنقاذ النفس المحترمة است. در اينجا منطوق اخصّ از عام است.
در اين قسم، شكى نيست كه منطوق بر عام مقدممىشود. خواه مفهوم نيز اخص مطلق از عام باشد يا آنكه بين مفهوم و عام عموم و خصوص من وجه باشد و خواه مفهوم لازم اصل منطوق باشد يا لازم اطلاق منطوق؛ زيرا همانگونه كه ذات دليل اخص بر عام مقدم مىشود، اطلاق دليل اخص نيز بر عام مقدم است.
[١] . وسائل، ابواب جهاد النفس، باب ٤، حديث ٢.
[٢] . همان، ابواب احكام العشره، باب ١٤١.