اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٣٢ - اشكالات اين نظريه
اشكالات اين نظريه:
بر اين مسلك اشكالاتى وارد كردهاند كه مهمترين آنها دو اشكال است:
اشكال محقق نايينى: حاصل اشكال ايشان چنين است معناى ظرفيتى كه در اين مثال پس از دخول «فى» بر كلمه «دار» مىفهميم، آيا مدلول خود كلمه «دار» است، يا مدلول كلمه «دار» نيست؟ اگر مدلول كلمه «دار» است، بايد در معناى موضوعله آن در نظر گرفته مىشد كه چنين نيست. پس ظرفيت مدلول كلمه «دار» نيست، بنابراين متعين خواهد بود كه مدلول «فى» باشد، و در نتيجه بايد «فى» براى آن وضع شده باشد.
با اين استدلال روشن مىشود كه ادعاى بىمعنا بودن «فى» و اينكه براى هيچ معنايى وضع نشده، ادعايى نادرست است[١].
اشكال استاد شهيد صدر: خلاصه نقد ايشان اين است كه:
\* اگر مراد از علاميت حروف اين است كه حروف به طور كلى تهى از معنا مىباشند، بطلان آن روشن است؛ زيرا لازم مىآيد كه با حذف حرف، هيچ خللى بر معناى جمله وارد نشود. در حالى كه بدون حرف، معناى جمله مختل خواهد شد؛
\* و اگر مراد اين است كه مدلول حرف، در عرض مدلول اسم نيست بلكه در طول آن است؛ بدين معنى كه حرف، بدون اسم، بىمعناست و با اسم معنا پيدا مىكند، در اين صورت:
[١] . اجود التقريرات، ج ١، ص ١٦.