اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٣٤ - مسلك دوم آليت استعمالى(نظريه آخوند(رحمه الله))
تبيين اين مسلك:
بر مبناى آنچه در عبارت محقق آخوند آمده است، مىتوان نظريه ايشان در تبيين معناى حرفى و فرق آن با معناى اسمى را كه از آن به مسلك «آليت استعمالى» تعبير كرديم در چند بند خلاصه نمود:
١) در موضوعله، ميان اسم و حرف فرق و تفاوتى نيست. حرف براى همان معنايى وضع شده است كه اسم موازى آن براى آن وضع شده، لكن در معناى حرفى، آليت معنا در نظر گرفته شده و در معناى اسمى، استقلاليت آن مد نظر قرار گرفته است؛
٢) اگرچه معناى حرفى، معنايى است غير استقلالى و معناى اسم معنايى است استقلالى، اما هيچ يك از استقلاليت و عدم استقلاليت، قيد معناى موضوعله در حروف يا اسماء نيست، بلكه موضوعله در هر يك از اين دو، همان است كه موضوعله در ديگرى است؛
٣) استقلاليت در معانى اسماء و عدم استقلاليت در معانى حروف، قيد وضعاند. بدين معنى كه لفظ حرف، هنگام وضع براى معنا، مشروط به استعمال در موارد عدم استقلال وضع شده و لفظ اسم نيز در هنگام وضع براى معنا، مشروط به استعمال در موارد استقلال وضع شده است. بنابراين منشأ تفاوت معانى حروف با معانى اسماء از لحاظ استقلاليت و عدم استقلاليت، قيد استعمال استقلالى در وضع اسماء و قيد استعمال غير استقلالى در وضع حروف است.
نتايج اين مسلك:
مرحوم آخوند، نتايجى را بر نظريه خويش مترتب مىداند كه عبارتند از:
١) معناى موضوعله در حروف، مانند معناى موضوعله در اسماء كلى است، بنابراين نمىتوان وضع حروف را از مصاديق «وضع عام موضوعله خاص» برشمرد، بلكه وضع حروف از مصاديق «وضع عام موضوعله عام» است؛