اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٥٤٢ - معناى تقييد اسم جنس
مدلول وضعى اسم جنس مفرد، طبيعت مطلقه است، به اطلاق لابشرط قسمى معقول اول، به تفصيلى كه در مباحث گذشته تبيين شد.
بنابراين، هر نحو تقييد عارض بر اسم جنس، مربوط به مقام استعمال است.
در مقام استعمال، آنچه لفظ دال بر طبيعت را از اطلاق خارج مىكند، تركيب است. تركيبى كه از لفظ دال بر طبيعت (اسم جنس)، و لفظ دال بر مفهومى ديگر، مركبى دال بر مفهوم واحد بسازد.
بنابراين، تقييد اسم جنس، در صورتى حاصل مىگردد كه مفهوم اسم جنس، از دلالت بر طبيعت صِرف بيرون آيد، و وصف دلالت بر حصه طبيعت به خود بگيرد.
اين، بدان معناست كه تقييد اسم جنس مقيد، تحصيص طبيعت است. و موجب پديد آمدن معناى جديدى است كه حصة الطبيعة است، و با صرف الطبيعة متفاوت است، همانگونه كه با معناى قيد- مجرد از انضمام تركيبى به مفهوم اسم جنس- نيز متفاوت است.
تحصيص حاصل از تقييد اسم جنس، بر دو قسم است:
١) تحصيص وصفى؛ نظير: «العالم العادل»، يا «الكتاب الكبير»؛
٢) تحصيص اضافى؛ نظير: «عالم الفقه»، يا «كتاب زيد».
در تحصيص وصفى، مصداق مفهوم دال بر قيد، با مصداق مفهوم دال بر اسم جنس، متحد است. لكن در تحصيص اضافى مفهوم قيد با مفهوم مقيد، مصداقاً متحد نيستند. و در حقيقت، تركيبى كه در تحصيص اضافى بين مفهوم اسم جنس، با مفهوم دال بر قيد صورت مىگيرد، تركيب بين مفهوم اسم جنس و تقيد به قيد است. يا به تعبيرى ديگر، مفهوم جنس با انتساب- يا تقيد به قيد- متحد مىشود، نه با ذات قيد.
در هريك از دونوع تحصيص مذكور، اتحاد اسم جنس با حصه، مفروغعنه تلقى مىشود. و لهذا مجموع دو جزء تركيبى، مفهوم واحدى را تشكيل مىدهند، برخلاف