اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٥٤٤ - معناى تقييد اسم جنس
أخبار»؛ زيرا بعد از اتمام إخبار، نقش حكم به ثبوت شىء لشىء، يا به تعبيرى، نقش اثبات شىء لشىء به پايان رسيده، و آنچه در ذهن متكلم و سامع باقىمانده، نتيجه آن است، كه همان مفهوم واحد تركيبى به نحو تركيب وصفى يا اضافى است. با اتمام نقش اخبار و حكم، نقش دلالت تصديقى نيز به پايان مىرسد. يعنى مركب باقىمانده در ذهن، كه عبارت است از «زيد العالم»، يا «كتاب زيد»، مشتمل بر مدلول تصديقى نيست، لكن چون اخبار با مدلول تصديقى ملازمت دارد، مدلول تصديقى، به عنوان لازم الخبر، در ذهن متكلم و سامع، حضور خواهد داشت. لكن ربطى به مفهوم تركيبى «زيد العالم»، يا «كتاب زيد» ندارد، بلكه مربوط به همان قضيه إخباريه تامهاى است كه مشتمل بر حكم به ثبوت محمول براى موضوع است؛
٤) از آنچه در بند فوق گفتيم، معلوم مىشود كه احياناً مفهوم تركيبى وحدانى «زيد العالم»، يا «كتاب زيد»، مىتواند به دلالت التزامى بر قضيه تامه خبرى و به دنبال آن، بر مدلول تصديقى حاصل از آن، دلالت كند. نظير آنكه متكلمى بگويد «اكرم زيداً العالم»، يا «اقرأ كتاب زيد»، كه كلمه دال بر عقد الوضع در اين دو قضيه، يعنى «زيداً العالم» در قضيه اولى، و «كتاب زيد» در قضيه ثانيه، به دلالت التزامى، بر اعتقاد متكلم به ثبوت نسبت تامه حكمى بين عالم و زيد، در قضيه اولى، و بين كتاب و لزيد، در قضيه ثانيه، دلالت مىكند. كاشفيت دو قضيه فوق از اعتقاد متكلم، مدلول التزامى عقدالوضع در آنهاست، كه اگر قرينهاى دال بر قصد اخبار از اين اعتقاد دركار باشد، دلالت التزاميهاى بر قضيه خبريه تامهاى شكل مىگيرد كه خبر از ثبوت «عالم» براى «زيد»، در قضيه اول، و ثبوت «لزيد» براى «كتاب» در قضيه دوم، مىدهد.
توضيح: دلالت عقدالوضع در اينگونه جملهها بر نسبت خبرى و سپس بر مدلول تصديقى مبتنى بر مطلبى است كه در گذشته به آن اشاره كرديم كه در قضاياى خارجيه، متكلّم متصدّى إحراز تحقق موضوع در خارج است، در حالى كه در قضاياى حقيقيه موضوع مفروض الوجود است و نه محقق الوجود، و مسئوليت احراز وجود موضوع به