اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٥٤٣ - معناى تقييد اسم جنس
قضيه خبريه مشتمل بر حكم، نظير «الكتاب مفيد»، يا «الكتاب لزيد»، كه طرفين حكم، جداى از يكديگرند، و هر يك، مفهوم مستقلى را تشكيل مىدهد.
از آنچه گفتيم، چند مطلب معلوم شد:
١) تقييد اسم جنس، خواه به نحو تقييد وصفى، يا به نحو تقييد اضافى، از شؤون مرحله اول از مراحل استعمال است. يعنى مرحله استعمال صِرف، كه متوقف بر هيچيك از عناصر دلالت تصديقى (اراده استعمالى، اراده تفهيمى و اراده جدى)، نيست. اگرچه هر يك از اين دلالتهاى تصديقى، در هر يك از اين انواع سهگانه استعمال، متوقف بر تقييد استعمالى (يعنى تقييدى كه در مرحله استعمال صِرف است، و مفيد تقييد در مرحله دلالت تصورى است) مىباشد؛
٢) دلالت تصورى اسم جنس مقيد بر مركب تقييدى، متوقف بر اراده نيست. لكن دلالت تصديقى آن بر هر يك از سه نوع مدلول تصديقى (مدلول تصديقى اول يا دوم يا سوم)، متوقف بر اراده است، و نوع اراده، كاشف از نوع مدلول تصديقى است (كه آيا مدلول تصديقى، صِرف اراده استعمال است، يا افزون بر آن، اراده تفهيم است، يا افزون بر آن، اراده جدى است). درباره دال بر هر يك از انواع ثلاثه مدلول تصديقى، در گذشته به تفصيل سخن گفتيم؛
٣) ذهن انسان، قضيه متشكل از نسبت تامه مشتمل بر حكم اخبارى را به قضيه ناقصه مشتمل بر نسبت تقييدى وصفى يا اضافى، تبديل مىكند. مخبر، در مقام اخبار، چون اخبار از ثبوت شىء لشىء مىدهد، نيازمند تشكيل نسبت تامه مشتمل بر حكم به اثبات شىء لشيئ است، نظير «زيد عالم»، يا «الكتاب لزيد». لكن بعد از فراغ از اخبار، در ذهن متكلم، و نيز در ذهن سامع، پس از انتقال اين قضيه خبريه به ذهن او، آنچه در ذهن متكلم و سامع مستقر مىگردد، نسبت ناقصه تركيبى، به نحو تركيب وصفى يا اضافى است، نظير «زيد العالم» و «كتاب زيد»، و همين است، معناى جمله معروف «الأخبار بعد العلم بها، أوصاف؛ و الأوصاف قبل العلم بها،