اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٤٠٣ - ٤ نظريه مختار
منشأ چهارم:
عدم قابليت معدوم و غائب براى تلقى خطاب، مانع شمول خطاب نسبت به آنها مىشود، هرچند خطاب در مدلول تصورى و تصديقى خود، اقتضاى شمول نسبت به همه افراد عنوان مدخول ادات خطاب را داشته باشد.
پاسخ اين مطلب:
از آنچه در بالا گفته شد معلوم است به اين بيان كه عدم قابليت معدوم و غائب براى تلقى خطاب بالفعل، مانع قصد تفهيم آنها به وسيله خطاب نيست؛ زيرا قصد تفهيم معتبر در خطابات عقلايى، اعم از يا عند الوصول قصد تفهيم بالفعل است.
[٤]: نظريه مختار:
از مجموع مطالب گذشته، بهويژه آنچه در نقد بيان استاد شهيد گذشت، حق مطلب در ما نحنفيه روشن شد و مىتوان آن را در مطالب زير خلاصه نمود:
\* مطلب اول:
در مسئله شمول خطاب نسبت به غير مشافهين، آنچه مورد بحث و محل اصلى نزاع است، دلالت تصديقى خطاب است. يعنى با توجه به اينكه قصد تفهيم بر مبناى ما مقتضاى دلالت تصديقى دوم كلام، و بر مبناى استاد شهيد مقتضاى دلالت تصديقى اول كلام است، نزاع در اين است كه آيا مدلول تصديقى خطاب؛ يعنى قصد تفهيم، شامل غائبان از مجلس خطاب و معدومان مىشود يا خير؟ و اگر شامل آنها مىشود توجيه آن چيست؟ بنابراين، بحث، لغوى نيست؛ زيرا موضوعله (مدلول تصورى) ادات خطاب يا مدخول خطاب، مورد بحث و نزاع نيست. آنچه مورد نزاع است دلالت و سبب دلالت خطاب بر قصد تفهيم غيرمشافهين است. البته بحث، عقلى صرف- به معناى اينكه بر صرف رابطه عليت بين مطلق سبب با مسبب مبتنى باشد- نيز نيست. بلكه بحث عقلى و عقلايى است و وجه آن را در مطلب دوم بيان مىكنيم.