اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٢١٤ - نظريه سوم(نظريه محقق نايينى(رحمه الله))
پاسخ نقد سوم استاد شهيد (رحمه الله):
اين نقد نيز به نظر ما وارد نيست؛ زيرا اگرچه وصف جد و هزل، وصف رفتارى است و رفتار واحد را نمىتوان از آن نظر كه رفتار واحد است به دو بخش جد و غيرجد تقسيم كرد، لكن آنجا كه رفتار، رفتار گفتارى باشد و گفتار، متضمن معناى قابل تجزيه و تفكيكى باشد، رفتار واحد در قوه رفتار متعدد است. به همين جهت به لحاظ بخشى از معناى گفتارى مىتواند جدى و نسبت به بخشى ديگر از آن غيرجدى باشد.
حاصل اينكه به دليل انحلال مراد استعمالى، اصالةالجد نيز قابل انحلال است و مىتواند به لحاظ بخشى از مراد استعمالى، جارى بوده و به لحاظ بخشى ديگر جارى نباشد.
از آنچه تا كنون گفتيم روشن شد كليه اشكالات و ايراداتى كه بر نظريه مرحوم آخوند وارد كردهاند قابل دفع است و با توضيحى كه در پاسخ نقد نخستين داديم، نكته عقلايى ترجيح نظريه آخوند بر نظريه شيخ روشن شد و نيز معلوم گرديد كه تقديم اصالةالتطابق در مدلول تصورى با مراد استعمالى، بر اصالةالتطابق بين مراد استعمالى با مراد جدى متعين است.
نظريه سوم (نظريه محقق نايينى (رحمه الله)):
محقق نايينى در تبيين ظهور عام در مابقى بعد التخصيص مىفرمايد:
«ميزان حقيقى بودن استعمال لفظ در معنا، استعمال لفظ در معنايى است كه براى آن وضع شده و اين مطلب در عام بعد التخصيص متحقق است».
توضيح اينكه: عام- خواه قبل التخصيص و خواه بعد التخصيص- در معناى موضوعله خود به كار رفته است؛ زيرا عام عبارت است از ادات عموم و اسم جنسى كه مدخول آن است و هر يك از اين دو، بعد از تخصيص نيز همانند قبل از تخصيص در معناى موضوعله خود به كار رفته است. بدين صورت كه ادات در استيعاب ما يراد من المدخول بهكار رفته كه موضوعله آن است. لفظ مدخول، كه اسم جنس دال بر طبيعت مهمله است نيز در همان طبيعت مهمله كه موضوعله آن است بهكار رفته؛ امّا افاده تقييد