موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٨٥ - فصل در بيان ميزان صفات ثبوتيه و سلبيه است
علم كلى عالم است؛ يعنى، جزئيت و مُحاطيت و محدوديت در معلومْ اسباب محدوديت در علم نشود؛ پس علمْ محيط و قديم و ازلى و غير متغير است، و معلومْ محاط و محدود و حادث و متغير است. و غير عارف به اسلوب كلام آنها گمان كرده كه آنها علم به جزئيات را نفى كردند [١]، و كلّيت و جزئيت را به معناى متداوله در عرف منطقيين و لغويين حمل كردند؛ غافل از آنكه در اصطلاح اهل معرفت به معناى ديگر است. و اهل نظر نيز گاهى از آنها تبعيت كردند. بلكه اين معنا را از اهل معرفتْ حكما اخذ كردهاند در باب علم واجب الوجود جَلَّ اسْمُه و تعالى شَأنُهُ.
فصل در بيان ميزان صفات ثبوتيه و سلبيه است
ميزان در صفات ثبوتيه براى ذات مقدّس واجب- جَلَّ اسْمُه- و صفات سلبيه آن است كه هر صفت كه [از] اوصاف كماليه و از نعوت جماليه است براى اصل حقيقت وجود و صرف ذات هستى، بىتعين آن به لباس تعينى و بدون تطوّر آن به عالَمىدون عالمى، و بالجمله [آنچه] به عين هويت هستى و ذات نوريه وجوديه رجوع كند، از صفات لازم الثبوت و واجب التحقق است براى ذات مقدس- تعالى شأنُه-. زيرا كه اگر ثابت نباشد، لازم آيد يا ذات مقدس صرف وجود و محض هستى نباشد؛ يا صرف وجودْ محض كمال و صرف جمال نباشد. و اين هر دو در مشرب عرفان و مسلك برهان باطل است؛ چنانچه در محالّ خود مقرر است [٢].
و هر صفت و نعتى كه براى موجود ثابت نشود مگر پس از تنزل آن به منزلى از منازل تعينات و تطور آن بهطورى از اطوار تقييدات و تعانق آن با مرتبهاى از مراتب قصور و تلازم آن با حدّى از حدود فتور، و بالجمله آنچه از ذات هستى نباشد و به حدود و ماهيات رجوع كند، از صفات لازم السلب و ممتنع التحقق است در ذات كامل
[١] المباحث المشرقية، ج ٢، ص ٤٧٥؛ شرح المواقف، ج ٨، ص ٧٠؛ شرح المقاصد، ج ٤، ص ١٢١.
[٢] ر. ك: الحكمة المتعالية، ج ٢، ص ٣٦٨، و ج ٦، ص ١١٠؛ الشواهد الربوبيّة، ص ٤٧- ٤٨.