موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٧ - فصل در بيان حديث علوى
اولياء خدا باشد؛ و ساير مردم به حسب مقامى كه دارند، آن صفت كه براى دسته اوّل نقص است براى آنها نقص نباشد؛ بلكه به يك معنا كمال هم باشد. و همينطور حسنات اين دسته سيّئات دسته ديگر باشد. از آن جمله رياست كه كلام ما عجالتاً در آن است.
خلوص از همه مراتب آن از مختصّات اولياست و ديگران در آن شريك نيستند. و اتصاف عامه مردم به يك مرتبه از آن، نقص آنها- به حسب آن مقام كه دارند- نيست و به ايمان آنها يا اخلاص آنها ضرر نمىرساند. مثلًا نفس عامّه مردم به حسب جبلّت مايل است كه خيرات آنها پيش مردم ظاهر گردد؛ گرچه خيرات را به نيّت ظاهر شدن نكنند، ولى نفسشان مفطور به اين حبّ است. اين موجب بطلان عمل يا شرك و نفاق و كفر نيست؛ گرچه اين نقص اولياست، و در نظر ولىّ يا عارف باللَّه شرك و نفاق است. و تنزيه از مطلق شرك و اخلاص از همه مراتب آن، اوّل مقامات اولياست. و از براى آنها مقامات ديگر است كه ذكرش با اين مقام مناسب نيست. حتى فرموده ائمّه- عليهم السلام- كه عبادت ما عبادت احرار است، كه فقط براى حب خداست نه طمع به بهشت يا ترس از جهنم است [١]، از مقامات معمولى و اوّل درجه ولايت است. از براى آنها در عبادات حالاتى است كه به فهم ما و شما نمىگنجد.
و به اين بيان كه شنيدى جمع بين اين حديث سابق منقول از رسول اللَّه و امير المؤمنين- صلوات اللَّه عليهما و آلهما- و حديث ديگرى كه زراره از حضرت أبىجعفر- عليه السلام- نقل مىكند مىتوان نمود. و آن حديث اين است:
محمّد بن يعقوب بإسْنادِهِ عَنْ أَبي جعفر- عليه السلام- قالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَعْمَلُ الشَّيْءَ مِنَ الخَيْرِ فَيَراهُ إنْسانٌ فَيَسُرُّهُ ذلِكَ. قال: «
لا بأس، ما من أحد إلاوهو يحب أن يظهر له في الناس الخير إذا لم يكن صنع ذلك لذلك» [٢]
. «زراره گفت: از حضرت باقر- صلوات اللَّه عليه- سؤال كردم از مردى كه چيزى از كارهاى نيك بجا مىآورد، آن كار را كسى مىبيند، پس آن شخص را مسرور مىكند ديدن او. فرمود:" عيبى ندارد. هيچ كس
[١] وسائل الشيعة، ج ١، ص ٦٢، «أبواب مقدّمة العبادات»، باب ٩، حديث ١ و ٢.
[٢] الكافي، ج ٢، ص ٢٩٧، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الرياء»، حديث ١٨.