موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٦٥ - فصل در بيان آنكه براى اسماء حق دو مقام است
و مقام «مشيّت مطلقه» است: وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ [١]. «
خلق الله
الأشياء بالمشية
وخلق المشية بنفسها» [٢]
. و از براى آن در لسان اهل اللَّه اصطلاحات و القاب ديگرى است.
و به هر دو مقام اشاره شده است در آيه شريفه كتاب الهى بقوله: هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ [٣]. به بعضى وجوه.
بالجمله، مقام مشيت فعليه مطلقه احاطه قيّوميه دارد به جميع موجودات مُلكيه و ملكوتيه؛ و جميع موجودات به وجهى تعينات آن هستند، و به وجهى مظاهر آن مىباشند. و به حسب اين مقام از مشيت فعليه و مظهريت و فناى مشيت عباد در آن، بلكه مظهريت و مرآتيت خود عباد و جميع شؤون آنها از آن، در اين حديث شريف فرموده است: اى پسر آدم، به مشيت من تو آن كسى هستى كه مشيت مىكنى؛ ذات تو و كمالات ذات تو به عين مشيت من است؛ بلكه تو خود و كمالاتت از مظاهر و تعينات مشيت منى: وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى [٤]. و از براى اين مطلب عرفانى شواهد كثيره از اخبار و آيات است كه ذكر آن لزومى ندارد.
و شيخ جليل اشراقى- قدّس سره- علم تفصيلى حق تعالى را به اشيا عبارت از همين مقام علم فعلى مىداند [٥]؛ و محقّق طوسى- قدس سرّه- در اين باب از او تبعيت فرموده [٦]. و حضرت صدر المتألّهين- قدس سرّه- علم تفصيلى را همان مقام ذات بسيط مى داند. و كلام اين دو بزرگوار به طور اطلاق مرضىّ ايشان نيست [٧]. و نويسنده
[١] «و نمىخواهيد جز آنچه را خدا بخواهد». (الإنسان (٧٦): ٣٠)
[٢] «خداوند چيزها را به مشيت آفريد و مشيت را به خود آن». (أسرار الحكم، ص ٧٩) لكن در مصادر روائىاز جمله كافى چنين آمده است: «خَلَقَ اللَّه المَشيِئة بِنَفسها ثُمَّ خَلَقَ الأشياءَ بِالْمَشيئةِ» (الكافي، ج ١، ص ١١٠، «كتاب التوحيد»، «باب إرادة أنَّها من صفات الفعل»، حديث ٤)
[٣] الحديد (٥٧): ٣.
[٤] الأنفال (٨): ١٧.
[٥] مجموعه مصنّفات شيخ إشراق، ج ١، ص ٧٢ و ٤٨٣، و ج ٢، ص ١٥٠- ١٥٣.
[٦] الإشارات و التنبيهات، شرح محقّق طوسى، ج ٣، ص ٣٠٤- ٣٠٧؛ كشف المراد، ص ٢٨٦.
[٧] الحكمة المتعالية، ج ٦، ص ٢٦٣.