موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٥٤ - تتميم در بيان توجيه ديگر از حديث ترديد
ضعيف قاصر رسيده. و آن اين است كه بندگان خداوند يا عرفا و اوليايند و در سير الى اللَّه منسلك در سلك ارباب قلوب شدند؛ و اين دسته از بندگان مجذوب حق و شيفته جمال بىمثال اويند و قبله توجه و آمال آنها ذات مقدس حق است و نظر به غير او از عوالم، حتى خود و كمال خود، ندارند.
و يا منغمر در زخارف دنيا و مستغرق در ظلمات حبّ جاه و مال؛ و وجهه قلوبشان انانيّت و انيّت خود است بدون آنكه توجهى به عالم قدس و نظرى به محفل انس داشته باشند. وَهُمُ المُلحِدُونَ فِي أَسْمَاءِ اللَّه [١].
و طايفه سوم مؤمنين هستند كه آنها به حسب نور ايمان متوجه به عالم قدس هستند، و به حسب توجهشان به اين عالمْ كراهت از موت دارند. و خداوند از اين تجاذب مُلكى و ملكوتى و الهى و خَلقى و آخرتى و دنيايى تعبير به «ترديد» فرموده؛ چنانچه در ترديدْ اين تجاذب به طرفين قضيه موجود است؛ كأنّه فرموده است در هيچ موجودى از موجودات اين تجاذب ملكى و ملكوتى مثل بنده مؤمن نيست: از طرفى كراهت موت دارد براى توجهش به عالم مُلك؛ و [از طرفى] جاذبه الهيه او را جذب به خويش كند براى رساندن او را به كمالش. پس، حق تعالى كراهت مسائت او دارد كه مساوق با بقاى اوست در مُلك؛ و خود كراهت موت دارد. اما مردم ديگر چنين نيستند، زيرا كه اوليا جاذبه ملكى ندارند، و منغمرين در دنيا جاذبه ملكوتى را فاقدند.
و نسبت اين تجاذب به حق براى همان است كه در وجه سابق مذكور شد. و در اين مقام محقق كبير، سيد جليل داماد، و تلميذ بزرگوار [٢] او تحقيقاتى دارند [٣] كه ذكر آن موجب تطويل است.
[١] اقتباس از آيه: وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ؛ «همه اسمهاى نيكو از آن خداست و رها كنيد آنان را كه نسبت به اسماء الهى الحاد مىورزند». (الأعراف (٧): ١٨٠)
[٢] حكيم الهى ميرداماد و ملاصدرا شاگرد وى.
[٣] ر. ك: القبسات، ص ٤٦٩؛ الحكمة المتعالية، ج ٦، ص ٣٩٥.