موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٢٤ - در بيان آنكه مردم دو طبقهاند
صوريه هستند، از مريدان تملقها گويند و فروتنىها نمايند، قلوب آنها را با هر ترتيبى هست جلب كنند. و همينطور اين چرخ به طريق دور و تسلسل مىچرخد. زيردستان از ارباب رياسات، و طالبان رياست از زيردستان فرومايه تملق گويند؛ جز آنها كه در طرفين قضيه به رياضات نفسانيه تربيت خود كردند، و طالب رضاى حقاند، و دنيا و زخارف آن آنها را نلرزانده؛ در رياست طالب رضاى حق باشند، و در مرئوسيت حقجو و حقخواه باشند.
در بيان آنكه مردم دو طبقهاند
بالجمله، مردم در دنيا به اين دو طبقه منقسم شوند: يا آنكه يقين آنها آنها را به جايى رسانَد كه تمام اسباب ظاهريه و مؤثرات صوريه را مسخر تحت اراده ازليه كامله وجوبيه مىبينند، و از غير حق چيزى را نمىبينند و نمىخواهند، و ايمان آوردهاند به اينكه در دنيا و آخرت اوست مؤثر و مالك، و به يك آيه از آيات شريفه قرآنيه ايمان حقيقى آوردهاند و يقين غير مشوب به نقص و ترديد و شك پيدا كردهاند و آن كريمه قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ [١] است؛ خداى تعالى را مالك ملك هستى مىدانند و تمام عطيّات را از آن ذات مقدس مىدانند، و قبض و بسط وجود و كمال وجود را از ذات مقدس به حسب ترتيب نظام و مصالح كامنه مىدانند؛ البته چنين اشخاص ابوابى از معارف به روى آنها مفتوح گردد و قلبشان قلب الهى مىشود. رضاى مردم را و سخط آنها را چيزى ندانند و جز رضاى حق طالب نباشند، و جز به حق چشم طمع و طلب باز نكنند، و قلبشان و حالشان بدين مقال مترنم است كه الهى، اگر تو به ما عطايى فرمايى، كى تواند كه جلو آن را بگيرد. و اگر تو از ما منع كنى چيزى را، كيست كه بتواند عطا كند. پس چشم خود را از مردم و عطيّات مردم و دنياى آنها ببندند و به حق- جَلّ جَلالُه- چشم نيازمندى بگشايند؛ و چنين اشخاصى
[١] « (اى پيامبر) بگو: پروردگارا، اى دارنده قدرت، قدرت مىدهى هر كه را بخواهى، و قدرت مىستانى ازهر كه بخواهى». (آل عمران (٣): ٢٦)