موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٢٠ - فصل در بيان معناى «ولا يَلومَهُم على ما لَمْ يُؤتِهِ اللَّه»
غم و اندوه را در شك و خشم قرار داد"».
شرح: جوهرى گويد: «سَخَط» بر وزن فَرَس، و سُخْط چون قُفْل، خلاف رضاست. و قَدْ سَخِطَ، أي غَضِبَ فَهُوَ سَاخِطٌ [١].
«القِسط» به كسر قاف، به معنى عدل [است]؛ پس عطفِ تفسيرى است.
«الرَّوحُ وَالرَّاحَةُ» به معنى واحد است. و آن استراحت است؛ چنانچه جوهرى گويد [٢].
پس عطف نيز تفسيرى است. يا آنكه «رَوح» راحت قلب است، و «راحت» استراحت بدن است؛ چنانچه مجلسى فرمايد [٣].
«وَالْهَمُّ وَالحُزْنُ» جوهرى اين دو را به يك معنا داند [٤]، پس عطف تفسيرى نيز شود.
و مجلسى فرمايد شايد «همّ» اضطراب نفس در وقت تحصيل باشد، و «حزن» جزع و اندوه بعد از فوت آن باشد [٥].
فصل در بيان معناى «ولا يَلومَهُم على ما لَمْ يُؤتِهِ اللَّه»
] قوله: «
ولا يلومهم على ما لم يؤته الله
» در اين عبارت دو احتمال دادهاند: يكى آنكه مراد آن است كه شكايت و مذمت از مردم نكند بر ترك كردن آنها اعطا به او را؛ زيرا كه اين امرى است كه در تحت قدرت و تقديرات الهيه است و خداى تعالى روزى او نفرموده آن عطيه را؛ و كسى كه اهل يقين است مىداند كه اين تقديرى است الهى، پس ملامت نكند احدى را. و اين احتمال را جناب محقق فيض- رحمه اللَّه- دادهاند [٦]، و جناب محدّث
[١] الصحاح، ج ٣، ص ١١٣٠، ماده «سخط».
[٢] الصحاح، ج ١، ص ٣٦٨، ماده «روح».
[٣] مرآة العقول، ج ٧، ص ٣٥٩، حديث ٢.
[٤] الصحاح، ج ٥، ص ٢٠٦١، ماده «همم».
[٥] مرآة العقول، ج ٧، ص ٣٥٩، حديث ٢.
[٦] الوافي، ج ٤، ص ٢٦٩.