موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٥٨ - در بيان صلاة وسطى
است و به طريق خطور مىباشد، و لحظهاى نمىگذرد مگر آنكه از آن غفلت مىكنيد.
اكنون اين سستى ما در امور دينى معلوم مىشود براى چيست. براى آن است كه ايمان به غيب نداريم و پايه يقين و اطمينان سست است و وعده خدا و انبيا را به جان و دل قبول نكرديم؛ پس در نظر ما تمام اوضاع الهى و شرايع دينى پست و سست است. و اين سستى كمكم تغافل آورد: و يا در همين عالم غفلت بر ما غالب آيد و ما را از دين صورى كه داريم به كلّى خارج كند؛ يا در شدتها و سختىهاى موت غفلت كلى عارض شود.
اين نمازهاى پنجگانه، كه عمود دين و پايه محكم ايمان است و در اسلام چيزى بعد از ايمان به اهميت آن نيست، بعد از توجهات نوريه باطنيه و صور غيبيه ملكوتيه، كه غير از حق تعالى و خاصان درگاه او كسى نداند، يكى از جهات مهمه كه در آن هست اين تكرارِ تذكر حق- با آداب و اوضاع الهى كه در آن منظور گرديده است- رابطه انسان را با حق تعالى و عوالم غيبيه محكم مىكند؛ و ملكه خضوع للَّه در قلب ايجاد كند؛ و شجره طيبه «توحيد» و تفريد را در قلب محكم كند بهطورى كه با هيچ چيز از آن زائل نشود؛ و در امتحان بزرگ حق تعالى، كه در حال ظهور سكرات موت و اهوال مُطَّلَع و شهود نمونه غيب حاصل شود، از امتحان درست بيرون آيد و دينش مستقر باشد و بماند، نه مستودَع و زائل شدنى كه به اندك فشارى نسيان عارض شود.
پس اى عزيز؛ إيّاك ثمّ إِيّاك وَاللَّه مُعينك في اوليكَ وَأُخراكَ [١]، مبادا در امر ديانت خصوصاً اين نمازهاى پنجگانه، تهاون كنى و آنها را سست شمارى! خدا مىداند كه انبيا و اوليا و ائمه هدى- عليهم السلام- از كمال شفقت بر بندگان خدا اينقدر ترغيب و تحذير نمودند، و الا ايمان ما نفعى به آنها نرساند و از اعمال ما سودى نبرند.
[١] «بپرهيز، بپرهيز! و خدا در اين جهان و در جهان ديگر ياور تو باد».