موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٣ - فصل در معنى حبّ و بغض حق تعالى است
بايد دانست كه بسيارى از اوصاف و احوال است كه پس از تنزل از عوالم غيبيه تجرديه و حصول نشئه ملكيه طبيعيه، كه عالم فرق بلكه فرق الفرق است، به صورتى درآيند كه غير از صور غيبيه تجرديه است در آثار و لوازم؛ چنانچه افلاطونيين، كه تمام موجودات ملكيه را مظاهر ارواح غيبيه و نازله حقايق ملكوتيه و امثال مُثُل افلاطونيه مىدانند، عوارض و كيفياتى را كه در اين عالم به وجود غير جوهرى موجودند، در آن عالمْ صور تجليات ذاتيه آنها، كه به عين وجود آنها موجود است، مىدانند [١]؛ بنابراين، چنين گوييم كه امثال اين اوصاف و احوال، كه در عالم مُلك ملازم با يك نحوه تجدد و انفعالى است، در عوالم غيبيه و نشآت تجرديه، خصوصاً در عالم اسماء الهى و مقام واحديت، به يك صورت منزه مبرا از جميع نقايص موجودند، و تعبيرات از آنها به حسب نشئه تجرديه، يا صُقع ربوبى، غير از اين عالم است. مثلًا تجليات رحمانيه و رحيميه را، كه تجليات جماليه و لطفيه و حبّيه و انسيه نيز گوييم، اگر در اين عالم ظهور پيدا كند، به صورت حبّ و رحمت و تلطف ملازم با انفعال است. و اين از شدت ضيق اين عالم است.
و در حديث است كه از براى رحمت صد جزء است كه يك جزء از آن در اين عالم نازل شده است؛ و به آن يك جزء اين رحمتهايى كه در اين عالم است متحقق است [٢]؛ مثل رحمت بين فرزند و و الدين و امثال آن. چنانچه تجليات قهريه و مالكيه، كه از تجليات جلال است، در اين عالم به صورت بغض و غضب ظهور پيدا كند.
و بالجمله، باطن حبّ و بغض و غضبْ رحمانيت و قهّاريت، و تجليات جمال و جلال است. و آن تجليات به عين ذات موجودند؛ و كثرت و تجدد و انفعال در آنها راه ندارد؛
[١] ر. ك: الحكمة المتعالية، ج ٢، ص ٤٦.
[٢] اشاره است به حديث پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم كه فرمود: «إِنَّ للَّهعَزَّ وَجَلَّ مَائَةَ رَحمَةٍ، أَنزَلَ مِنها واحِدَةً إلى الأَرضِفَقَسَّمها بَيْنَ خَلْقِه فَبِها يَتَعاطَفُونَ وَبِها يَتراحَمُونَ. وأَخَّرَ تِسعاً وَتِسعينَ يَرحَمُ بَها عِبادَهُ يَومَ القِيامَةِ»؛ «خداوند تعالى صد رحمت دارد كه از آنها يكى را بر زمين فرود آورد. پس به سبب آن است كه به يكديگر مهر مىورزند و بر يكديگر مىبخشايند. و نود و نه رحمت ديگر را وانهاد به روز واپسين تا با آنها بر بندگانش ببخشايد». (مجمع البيان، ج ١، ص ٩٤؛ شرح دعاء السحر، امام خمينى قدس سره، ص ٥٣)