موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٥ - فصل القاى علوم از مبادى عاليه غيبيه
گردد از قبيل جهالات مركبه است كه درد بىدرمان نفوس و خار طريق آنهاست؛ زيرا كه ميزان در علم حصول مفهومات كليه و اصطلاحات علميه نيست؛ بلكه ميزان آن رفع حجب از چشم بصيرت نفس است و فتح باب معرفةاللَّه است.
و علم حقيقى آن است كه چراغ هدايت ملكوت و صراط مستقيم تقرب حق و دار كرامت او باشد. و هرچه جز اين است، گرچه در عالم مُلك و قبل از رفع حجب طبيعت به صورت علوم است و اصحاب آن پيش ارباب محاورات و مجادلات از علما و عرفا و فقها به شمار آيند، ولى پس از رفع حجاب از چشم قلب و برداشته شدن پرده ملكوت و بيدار شدن از خواب سنگين مُلك و طبيعت، معلوم شود كه غلظت اين حجاب از تمام حجابها بيشتر بوده، و اين علوم رسميه سرتاسر حجب غليظه ملكوتيه بوده كه بين هر يك تا ديگرى فرسخها راه مسافت داشته و ما از آن غافل بوديم. «
النّاسُ نِيامٌ فَإذا ماتُوا انْتَبَهُوا» [١]
«مردم در خوابند؛ و وقتى كه مردند بيدار شوند» و معلوم شود كه در چه كاريم همه و افتضاح و رسوايى اينجاست كه پس از پنجاه سال تحصيل، يا كمتر يا بيشتر، خود ما نيز در اشتباه هستيم و گاهى گمان مىكنيم كه تحصيلات ما براى خداست، و از مكايد شيطان و نفس غفلت داريم، براى آنكه حبّ نفس پرده ضخيم بزرگى است كه معايب ما را بر ما پوشانده. و از اين جهت اولياى اطهار و ائمه والاتبار- عليهم سلام اللَّه- براى فهماندن خود ما نيز آثار و علائمىجهت امتياز ذكر فرمودند كه ما خود را به آن بشناسيم و نفس خويش را محك كنيم و بيهوده حسن ظنّ به خود نداشته باشيم. و ما پس از اين اشاره به اين علامات كه در اين حديث شريف ذكر فرمودند مىكنيم.
پس، معلوم شد كه طالب علوم به تقسيم اوّلى كلى دو طايفهاند: يكى آنكه مقصدش الهى، و ديگر آنكه نفسانى باشد. و توان گفت كه اين طايفه غايت مقصدشان جهل است، زيرا كه علوم صوريه كه از براى آنها حاصل شود به حسب حقيقتْ جهالات
[١]. شرح على المأة كلمة، «كلمه» دوم، ص ٥٤؛ عوالي اللآلي، ج ٤، ص ٧٣، حديث ٤٨؛ مرآة العقول، ج ١، ص ٣٥٠.