موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٤ - فصل القاى علوم از مبادى عاليه غيبيه
قلب من يشاء» [١]
. «نيست دانش به بسيارى آموختن و آموخته شدن؛ بلكه آن نورى است كه مىاندازد آن را خدا در دل هر كس مىخواهد» پس هر يك از نفوس كه ارتباط به ملكوت اعلى و عالم ملائكه مقربين پيدا كند، القائاتى كه در آن شود القاء مَلَكى و علومى كه به آن افاضه شود علوم حقيقيه و از عالم ملائكه است. و هر يك كه ارتباط به عالم ملكوت اسفل و عالم جنّ و شيطان و نفوس خبيثه پيدا كند، القائات آن القاى شيطانى و از قبيل جهالات مركبه و حجب مظلمه است.
و از اين جهت است كه ارباب معارف و اصحاب علوم حقيقيه تصفيه نفوس و اخلاص نيّات و تصحيح قصود را در تحصيل علوم، خصوصاً معارف حقه و علوم شرعيه، اوّل شرط مىدانند؛ و وصيتها در اين باب به متعلمين مىنمايند، زيرا كه به تصفيه نفوس و صقالت آن، جهت ارتباط به مبادى عاليه قوّت گيرد. و اينكه جناب ربوبى- جلَّ جَلالُه- در كريمه مباركه: اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ [٢] تعليم الهى را مربوط به تقوا فرموده براى همين است كه تقوا صفاى نفس دهد و آن را به مقام غيب مقدس مرتبط كند، پس تعليم الهى و القاى رحمانى واقع گردد؛ زيرا كه در مبادى عاليه بخل محال است و آنها واجب الفياضيه هستند، چنانچه واجب الوجود بالذات واجب از جميع حيثيات است.
و اگر نفس به واسطه توجه به تعمير خود و مأكل و مشرب خويش و به أَنانيّت نفسانيه اشتغال به علوم پيدا كرد و غايتْ غير الهى شد، القائاتى كه به او شود القاى شيطانى است.
و يكى از موازين غير متخلفى، كه گمان مىكنم اهل معارف آن را ذكر نكردند، در امتياز بين القائات رحمانى و شيطانى همين است كه ذكر شد، كه خود انسان در بسيارى اوقات مىتواند بفهمد. و آنچه به اين نفس غير پرهيزناكِ داراى كدورت القا
[١] منية المريد، ص ١٤٩. در اين چاپ از منية المريد كمى تفاوت وجود دارد و ظاهراً روايت ازمنية المريدى كه در حاشيه روض الجنان چاپ شده است گرفته شده است، چنانكه در صفحه ٤٦٤ ذيل همين روايت امام خمينى قدس سره تصريح به آن كرده است.
[٢] «از خدا پروا كنيد و خدا به شما مىآموزد». (البقرة (٢): ٢٨٢)