موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦٤ - فصل در تعريف اخلاص
و در اين حديث شريف كه مىفرمايد: «
وإنما أراد بالزهد ...
» اشاره به آن است كه غايت زهد در دنيا [آن است كه] كم كم قلب از آن منصرف شود و متنفر گردد، و توجه به مقصود اصلى و مطلوب واقعى پيدا كند.
و از صدر حديث ظاهر شود كه مقصود از «آخرت» غاية القصواى دايره وجود و نهايت رجوع است؛ و آخرت به قول مطلق همان است. بنابراين، دنيا تمام دايره ظهور، و زهد در آن مستلزم خلوص قلب است از غير حق تعالى. پس، هر كس كه در قلب او غير حق باشد و توجه به اغيار داشته باشد، چه از امور ملكى مادى باشد يا امور معنوى، چه صور اخروى يا كمالات و مدارج، بالجمله هر چه غير حق است، از اهل دنياست و زاهد نيست در دنيا، و محروم از آخرت حقيقى و بهشت لقاء، كه اعلى مراتب بهشت است، مىباشد، گرچه داراى مراتب ديگر از كمالات معنوى و بهشتهاى عالى مرتبه باشد؛ چنانچه اهل دنيا در اموال دنيوى و مقامات آن مختلفند. و آن مقامات از اهل اللَّه بودن بسى دور است.
فصل در تعريف اخلاص
بدانكه از براى «اخلاص» تعريفهايى كردند كه ما ذكر بعضى از آنها را كه پيش اصحاب سلوك و معارف متداول [است] مىكنيم به طريق اجمال.
جناب عارف حكيم سالك، خواجه عبداللَّه انصارى- قدّس سرّه- فرمايد: الإِخْلاصُ تَصْفِيَةُ الْعَمَلِ مِنْ كُلِّ شَوبٍ [١]. «اخلاص صافى نمودن عمل است از هر خلطى». و اين اعم است از آن كه شوب به رضاى خود داشته باشد، يا شوب به رضاى مخلوقات ديگرى.
و از شيخ اجل بهايى منقول است كه اصحاب قلوب از براى آن تعريفاتى كردهاند:
قيل: تَنْزيهُ الْعَمَلِ أَنْ يَكُونَ لِغَيْرِ اللَّه فيهِ نَصيبٌ. «گفته شده است كه آن پاكيزه نمودن
[١] منازل السائرين، ص ٦٢، «باب الإخلاص».