موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٣ - فصل در تعريف غيبت است
فيتوب الله عليه، والغيبة لا تغفر حتى يغفرها صاحبها ...
» ثُمَّ قالَ: «
وأكل لحمه من معاصي الله» [١]
. از اين دو جمله معلوم شود كه با قصد انتقاص مقصود است؛ والّا اگر تلطفاً و ترحماً ذكرى از غير شود، معصيت او نيست تا محتاج به آمرزش شود، و اكل لحم او نيست.
و اعميّت غيبت از ذكر قولى نيز معلوم شود از روايت عايشه، قالَتْ: دَخَلَتْ عَلَيْنا امْرأةٌ؛ فَلَمّا وَلَّتْ، أوْمَأتُ بِيَدي أنّها قَصيرَةٌ فَقَالَ صلّى اللَّه عليه و آله:
«اغتبتها» [٢]
. عايشه گويد: «يك زنى پيش ما آمد؛ چون رو برگرداند، به دستم اشاره [كردم] كه كوتاه قامت است. رسول اللَّه- صلّى اللَّه عليه و آله- فرمود كه غيبت او را كردى».
بلكه عرف از نفسِ اخبار غيبتْ خصوصيّت تلفظ را نمىفهمد، بلكه آن را از جهت افهام نوعى مورد حرمت مىداند؛ يعنى، اختصاص تلفظ به «ذكر» از باب اين است كه غالباً غيبت با تلفظ واقع مىشود؛ نه از جهت خصوصيت آن است.
باقى ماند يك مطلب: و آن اين است كه از اطلاق بسيارى از اخبار معلوم مىشود كه كشف سرّ مؤمنين حرام است [٣]؛ يعنى، عيوبى كه از مؤمنين مستور و مخفى است، چه خَلقى يا خُلقى يا عملى باشد، حرام است اظهار آن را و افشاى آن را؛ چه شخص متصفْ راضى به آن باشد يا نه؛ و چه قصد انتقاص در كار باشد يا نباشد. ولى از ملاحظه مجموع اخبار استفاده مىشود كه قصد انتقاص دخيل در حرمت است؛ مگر آنكه نفس عمل از امورى باشد كه ذكر آن و اشاعه آن محرَّم شرعى باشد، چون
[١]" «غيبت از زنا بدتر است»." پرسيدم:" اى پيامبر خدا، چرا اينچنين است؟ فرمود:" زيرا كسى زنا مىكند وسپس به درگاه خداوند توبه مىكند و خداوند توبه او را مىپذيرد، اما غيبت آمرزيده نمىشود مگر آنكه كسى كه غيبت او را كردهاند از گناه غيبتكننده بگذرد." سپس فرمود:" ... و خوردن گوشت او (غيبت شونده) از محرمات الهى است"». (الأمالي، طوسى، ص ٥٣٧، مجلس ١٩؛ وسائل الشيعة، ج ١٢، ص ٢٨٠، «كتاب الحجّ»، «أبواب أحكام العشرة»، باب ١٥٢، حديث ٩)
[٢] إحياء علوم الدين، ج ٣، ص ٢٢٢؛ المصنّفات الأربعة، كشف الريبة، ص ٣٧؛ مرآة العقول، ج ١٠، ص ٤١٠.
[٣] ر. ك: وسائل الشيعة، ج ١٢، ص ٢٩٤، «كتاب الحجّ»، «باب تحريم إذاعة سرّ المؤمن».