موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٠ - حديث نوزدهم غيبت
سُمِّىَ بُهْتاناً» [١] انتهى.
محقق محدّث، مجلسى- عليه الرحمة- فرمايد: «اين معنى لغوى است» [٢]. انتهى.
ولى ظاهر چنين نمايد كه صاحب صحاح معنى اصطلاحى را بيان كرده نه معنى لغوى را؛ زيرا كه معنى لغوى «غاب» و «اغتاب»، و ساير تصاريف آن، اين نيست، بلكه معناى اعمّى از آن است. و لغويّين گاه معنى اصطلاحى يا شرعى را در كتب خود مىنگارند.
و از صاحب قاموس منقول است كه «غاب» را به معنى «عاب» گرفته [٣]. و عن المصباح المنير: «اغْتابَهُ إذا ذَكَرَهُ بِما يَكْرَهُهُ مِنَ الْعُيُوبِ، وَهُوَ حَقٌّ» [٤].
به گمان نويسنده هيچيك از مذكورات متن معنى لغوى نباشد؛ بلكه در هر يك قيودى است كه با معنى اصطلاحى اختلاط پيدا كرده. در هر صورت بحث در اطراف معنى لغوى چندان فايده ندارد؛ عمده به دست آوردن موضوع شرعى است كه متعلق تكليف شده. و على الظاهر در اين مورد اين موضوع قيود شرعيه دارد كه خارج از فهم عرفى و معنى لغوى است. و پس از اين در اطراف موضوع بيانى پيش مىآيد.
«وَالأكْلَةُ»، كَفَرْحَةِ، داءٌ فِي الْعُضْوِ يأْتَكِلُ مِنْهُ. كَما فِي الْقامُوس وَغَيْرهِ. وَقَدْ يُقْرَءُ بِمَدِّ الْهَمْزَةِ عَلى وَزْنِ فاعِلَة؛ أَي الْعِلَّةُ الَّتي تَأْكُلُ اللَّحْمَ. وَالأوَّلُ أَوْفَقُ بِاللّغَةِ. كَذا قالَ الْمَجْلِسىَ [٥].
«مجلسى فرموده: اكلة بر وزن فَرْحَة، دردى است در عضو كه از آن مىخورد.
چنانچه در قاموس و غير آن مذكور است. و گاهى بر وزن «فاعلة» خوانده شده؛ يعنى
[١] «اغتابه، اغتياباً. چون در غيبت افتد و در غياب كسى بدى وى گويد كه نام آن «غيبت» است. و غيبت آن است كه در غياب كسى سخنى گويد كه اگر آن كس بشنود رنجيده گردد. چون آن سخن راست باشد، آن را غيبت گويند؛ و چون دروغ باشد آن را بهتان نامند». (الصحاح، ج ١، ص ١٩٦)
[٢] مرآة العقول، ج ١٠، ص ٤٠٦.
[٣] القاموس المحيط، ج ١، ص ١١٦، مادّه «الغيب».
[٤] «صاحب مصباح المنير گويد: گويند: «غيبت كرد او را» وقتى كه او را به صفات ناپسند كه او آنها را ناخوش دارد ياد كند و سخن گوينده راست باشد». (المصباح المنير، ص ٤٥٨ (با كمى تفاوت)؛ المكاسب، ضمن تراث الشيخ الأعظم، ج ١، ص ٣٢١، با كمى تفاوت)
[٥] مرآة العقول، ج ١٠، ص ٤٠٦.