موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠٠ - در حقيقت توبه است
در حقيقت توبه است
شرح: بدانكه «توبه» يكى از منازل مهمه مشكله است. و آن عبارت است از رجوع از طبيعت به سوى روحانيت نفس، بعد از آنكه به واسطه معاصى و كدورت نافرمانى نور فطرت و روحانيت محجوب به ظلمت طبيعت شده.
و تفصيل اين اجمال اجمالًا اين است كه نفس در بدو فطرت، خالى از هر نحو كمال و جمال و نور و بهجت است؛ چنانچه خالى از مقابلات آنها نيز هست. گويى صفحهاى است خالى از مطلق نقوش: نه داراى كمالات روحانى، و نه متصف به اضداد آن است.
ولى نور استعداد و لياقت براى حصول هر مقامى در او وديعه گذاشته شده است، و فطرت او بر استقامت و خميره او مخمّر به انوار ذاتيه است. و چون ارتكاب معاصى كند؛ به واسطه آن در دل او كدورتى حاصل شود. و هر چه معاصى بيشتر شود، كدورت و ظلمت افزون گردد تا آنكه يكسره قلب تاريك و ظلمانى شود و نور فطرت منطفى گردد و به شقاوت ابدى رسد. اگر در بين اين حالات، قبل از فراگرفتن ظلمت تمام صفحه قلب را، از خواب غفلت بيدار شد و پس از منزل يقظه به منزل توبه وارد شد و حظوظ اين منزل را به شرايطى، كه اجمالى از آن در اين اوراق ان شاء اللَّه، ذكر مىشود استيفا كرد، از حالات ظلمانيه و كدورات طبيعيه برگشت مىنمايد به حال نور فطرت اصلى و روحانيت ذاتيه خود. گويى صفحهاى مىشود باز خالى از كمالات و اضداد آن.
چنانچه در حديث شريف مشهور است: «
التائب من الذنب كمن لا ذنب له» [١]
. «رجوع كننده از گناه مثل كسى است كه گناه نداشته باشد».
پس، معلوم شد كه حقيقت «توبه» رجوع از احكام و تبعات طبيعت است به سوى احكام روحانيت و فطرت. چنانچه حقيقت «انابه» رجوع از فطرت و روحانيت است به سوى خدا، و سفر كردن و مهاجرت نمودن از بيت نفس است بهسوى سر منزل مقصود.
پس منزل توبه مقدم بر منزل انابه است. و تفصيل آن در اين اوراق مناسب نيست.
[١] الكافي، ج ٢، ص ٤٣٥، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب التوبة»، حديث ١٠.