موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٢ - فصل در عصبيتهاى اهل علم است
و يكى ديگر [از] جهات قباحت و وقاحت اين خُلق در اهل علم از ناحيه خود علم است. زيرا كه اين عصبيت خيانت به علم و حق ناشناسى از آن است؛ و كسى كه حامل بار اين امانت گرديد و مخلّع به اين خلعت شد، بايد حفظ حرمت آن را بنمايد و آن را صحيح و سالم به صاحبش تحويل دهد؛ و اگر تعصب جاهليت كند، البته خيانت به آن كرده و ظلم و تعدى نموده، و اين خود خطيئه عظيمهاى است.
و يكى ديگر از جهات قباحت آن از ناحيه طرف است. زيرا كه طرف آن در مباحث علمى اهل علم است، و او از ودايع الهيه و حفظ حرمتش لازم و هتك آن از حرمات الهيه و موبقات عظيمه است. و عصبيتهاى بىموقع گاه باعث شود كه انسان مبتلا به هتك حرمت اهل علم شود. پناه مىبرم به خداى تعالى از اين خطيئه بزرگ.
و يكى ديگر از ناحيه متعصَّبله است، كه استاد و شيخ انسان است، كه البته موجب عقوق شود. زيرا كه مشايخ عظام و اساطين كرام- نضّر اللَّه وجوههم- [١] طرفدارى حق را مايل و از باطل گريزان، و سخط كنند بر كسى كه براى عصبيت جاهليت حق كُشى كند و ترويج باطل كند. و البته عقوق روحانى بالاتر است از عقوق جسمانى، و حق ولادت روحانيه بالاتر است از حق ولادت جسمانيه.
پس بر اهل علم- زَادَهُمْ اللَّه شَرَفاً وَعَظَمَةً [٢]- لازم و حتم است كه خود را از مفاسد اخلاقى و اعمالى مبرا نمايند، و به حليه اعمال حسنه و اخلاق كريمه مزيّن نمايند؛ و خود را از منصب شريفى كه حق تعالى به آنها مرحمت فرموده منخلع ننمايند، كه خسران آن را جز خداى تعالى كسى نداند. والسلام.
[١] «خداوند چهرههاى ايشان را زيبا گرداند».
[٢] «كه خداوند بر شرف و عظمت آنها بيفزايد».