موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٩ - فصل در بيان تأثير حظوظ دنيويه در قلب و مفاسد آن
نداشتهاند و از جهنم طبيعت گذشتهاند و آن خامده بوده و فروزان نبوده [١] و تعلقات عالم در آنها نبوده و قلوب آنها خطيئه طبيعى نداشته، ولى وقوع در عالم طبيعتْ خود حظ طبيعى است؛ و التذاذ قهرى كه در ملك حاصل مىشد، براى آنها ولو به مقدار خيلى كم هم باشد اسباب حجاب بوده. چنانچه از حضرت رسول اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله- منقول است كه مىفرمود: «
ليغان على قلبي و إني لأستغفر الله في كل يوم سبعين مرة» [٢].
و شايد خطيئه حضرت آدم ابوالبشر، همين توجه قهرى به تدبير ملك و احتياج قهرى به گندم و ساير امور طبيعيه بوده؛ و اين از براى اولياء خدا و مجذوبين خطيئه است. و اگر به آن جذبه الهيه حضرت آدم مىماند و وارد در ملك نمىشد، اين همه بساط رحمت در دنيا و آخرت بسط پيدا نمىكرد. از اين مقام بگذرم. تا اين اندازه هم از طور اين اوراق خارج شدم.
فصل در بيان تأثير حظوظ دنيويه در قلب و مفاسد آن
بدانكه نفس در هر حظى كه از اين عالم مىبرد در قلب اثرى از آن واقع مىشود كه آن تأثر از مُلك و طبيعت است و سبب تعلق آن است به دنيا. و التذاذات هر چه بيشتر باشد قلب از آن بيشتر تأثر پيدا مىكند و تعلق و حبش بيشتر مىگردد، تا آنكه تمام وجهه قلب به دنيا و زخارف آن گردد. و اين منشأ مفاسد بسيارى است. تمام خطاهاى انسان و گرفتارى به معاصى و سيّئات براى همين محبت و علاقه است؛ چنانچه در حديث كافى گذشت [٣].
[١] اشاره است به حديث: «جُزْ نَاهَا وَهِىَ خَامِدَة»؛ «ما از آن گذر كرديم و خاموش بود». (علم اليقين، ج ٢، ص ٩٧١)
[٢] «گاه دلم را كدورتى مىپوشاند و من براستى كه هر روز هفتاد بار از خداوند درخواست آمرزش مىكنم». (مستدرك الوسائل، ج ٥، ص ٣٢٠، «كتاب الصلاة»، «أبواب الذكر» باب ٢٢، حديث ٢)
[٣] ر. ك: صفحه ١٣٦.