موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٢ - فصل در بعضى از مفاسد حسد است
خود آنهاست فائز به مرتبه رسالت و وحى شود، پس حسد ورزيدند.
پنجم: خوف. و آن چنان است كه بترسد از مزاحمت صاحب نعمت به واسطه آن با مقاصد محبوبه او.
ششم: حب رياست. چنانچه مبتنى باشد رياست او به اينكه كسى در نعمت مساوى او نباشد.
هفتم: خُبث طينت كه كسى را نتواند در نعمت ببيند» [١] انتهى كلامه.
ولى به عقيده نويسنده چنانچه اشاره به آن شده، غالب اينها، بلكه تمام اينها، برگشت مىكند به رؤيت ذلّ نفس؛ و سبب بلاواسطه حسد- به آن معنى كه مشهور حسد را معنى كنند- آن است. و اما بنابر آنچه كه ما در معنى حسد گفتيم: كه خود اين حالت حسد باشد، مضايقه نيست در صحت آنچه ذكر شده است. و در هر صورت، بحث در اطراف اين معانى خارج از مقصود ما و وضع اين اوراق است.
فصل در بعضى از مفاسد حسد است
بدانكه حسد خودش يكى از امراض مهلكه قلبيه است. و از او نيز زاييده شود امراض كثيره قلبيه و كبر و مفاسد اعمالى كه هر يك از موبقات است و براى هلاك انسان سببى مستقل است. و ما به ذكر بعضى از آنها كه پر ظاهر است مىپردازيم؛ و ناچار مفاسد خفيهاى دارد كه از نظر نويسنده پوشيده است.
اما مفاسد خودش، پس بس است براى آن آنچه صادق مصدَّق خبر داده است في صحيحة مُعاوِيَةَ بْنِ وَهَبٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّه عليه السلام: «
آفة الدين الحسد و العجب و الفخر» [٢].
[١] إحياء علوم الدين، ج ٣، ص ٢٨١- ٢٨٢.
[٢] امام صادق عليه السلام فرمود: «آفت دين حسادت و خودبينى و فخرفروشى است». (الكافي، ج ٢، ص ٣٠٧، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الحسد»، حديث ٥؛ وسائل الشيعة، ج ١٥، ص ٣٦٦، «كتاب الجهاد»، «أبواب جهاد النفس وما يناسبه»، باب ٥٥، حديث ٥)