موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٨ - مقدمه در مهم بودن اين وصيت به جهات عديده
يكى آنكه به جناب امير المؤمنين- عليه السلام- وصيت فرمودند، با آنكه آن سرور منزّهتر از آن [بودند] كه احتمال مسامحه در حدود شرعيه و در اوامر الهيه نسبت به ايشان برود؛ ولى چون خود مطلب در نظر مبارك رسول اللَّه- صلّى اللَّه عليه و آله- خيلى مهم بوده، از سفارش خوددارى نفرمودند.
و خيلى متعارف است كه امرى را كه در نظر ايشان مهم است و اعتنا به شأن آن دارد، براى اظهار اهميت آن سفارش مىنمايد، ولو به كسى كه بداند آن را اتيان مىكند.
اما احتمال آنكه سفارش به آن حضرت براى ايصال به سايرين باشد، از قبيل «إيّاك أعني ...» [١] بعيد است؛ زيرا كه سوق حديث شهادت مىدهد كه به خود حضرت توجه داشته و منظور نظر مستقلًا آن بزرگوار بوده؛ چنانچه كلمه
«في نفسك»
و امر به حفظ و دعاى به اعانتْ شاهد است. و اين نحو وصيتها متعارف بوده است، و بين ائمه طاهرين- عليهم السلام- بعضى به بعضى- رايج بوده؛ و هر يك از سوق عباراتشان معلوم است كه منظور خود آن بزرگواران بودهاند؛ چنانچه در يكى از وصيتها جناب امير المؤمنين- عليه السلام- مىفرمايد به حضرت امام حسن و امام حسين عليهما السلام: «اين وصيت من است به شما دو نفر و ساير اهل بيتم و آن كسى كه كتاب من به او برسد» [٢]. و معلوم است كه در اين وصيت حسنين- عليهما السلام- داخل بودند. و اين وصيتها كشف مىكند از شدت اهميت مطلب، و شدت علاقه آن بزرگواران بعضى به بعضى.
بالجمله، نفسِ بودنِ جناب امير المؤمنين- عليه السلام- طرف وصيت، كشف از بزرگى مطلب و اهميت آن مىكند.
و ديگر آنكه با اينكه طرف حضرت امير بوده و آن جناب ممكن نبود از وصيت حضرت رسول تخطّى فرمايد و فتور و سستى نمايد، با اين وصف، با اين
[١] اشاره است به ضربالمثل مشهور: إيّاكَ أعني وَاسمَعي، يا جارة كه مرادف آن در فارسى اين است: «در بهتو مىگويم ديوار تو بشنو». (مجمع الأمثال، ج ١، ص ٥٠؛ مجمع البحرين، ج ٣، ص ٢٥٢، ماده «جور»؛ أمثال و حكم، دهخدا، ج ١، ص ٣١٨)
[٢] «أُوصِيكُمَا وَجَمِيعَ وُلْدِي وَأَهْلِي وَمَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي ...». (نهج البلاغة، ص ٤٢١، نامه ٤٧)