موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٧ - مقدمه در مهم بودن اين وصيت به جهات عديده
حدود شرع و عقل. يا از وَرَّعَ به معناى ردَّ مأخوذ باشد. يُقال: وَرَّعتُ الإبِلَ عَنِ الْماء. إذا رَدَدْتَها [١]؛ زيرا كه نفس را ردّ مىكنى از مشتهيات خود و ارتكاب آنها.
قوله: «
لا تجتري»
از باب «افتعال» به معناى جسارت و شجاعت و كثرت اقدام در امور است. فى الصِّحاح عن أبي زيد: «الْجُرْأَةُ مِثالُ الْجُرْعَةِ الشَّجاعَةُ». و نيز در صحاح است: الْجَرئُ، المِقْدامُ [٢].
قوله:
«فجهدك»
«الجُهْدُ»، بضمّ الجيم و فتحها، الطاقَةُ وَالْمَشَقَّةُ. يُقالُ: جَهَدَ دابَّتَهُ وَأَجْهَدَها [٣]. در وقتى كه آن را به سير واداشت فوق طاقتش. و «جَهْد» به معناى جدّيت و پافشارى نيز هست. و در اين حديث همه معانى مناسب است.
قوله
«عليك بصلاة الليل»
«عَلَيكَ» اسم فعل است؛ و استعمال مىشود به معناى فعل متعدى يا به جاى آن. عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ، أَي الْزَمُوا. و بنابراين، «باء» براى تأكيد و تقويت است نه براى تعديه. و در مجمع البحرين گفته است كه اگر با «باء» متعدى شد، به معناى اسْتَمْسِكْ است [٤]. و اين نحو تعبير در فارسى نيست. و در عربى در مقام مبالغه در شأن آن امر مىگويند. و شايد تعبير قريب به آن در فارسى چنين باشد: بچسب به فلان كار. و اما ترجمه آن به مثلِ «بر تو باد به فلان» مطابق با تعبيرات متعارفه نيست. و ما ان شاء اللَّه بيان مناسبات حديث شريف را در ضمن مقدمه و چند فصل مىنماييم.
مقدمه در مهم بودن اين وصيت به جهات عديده
] در اين حديث شريف از جهات عديده معلوم مىشود كه اين وصيتهايى كه جناب رسول اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله- به جناب مولا امير المؤمنين- عليه السلام- فرمودند در نظر مباركشان خيلى مهم بوده.
[١] الصحاح، ج ٣، ص ١٢٩٦- ١٢٩٧، ماده «ورع».
[٢] الصحاح، ج ١، ص ٤٠، ماده «جرأ».
[٣] الصحاح، ج ٢، ص ٤٦٠، ماده «جهد».
[٤] مجمع البحرين، ج ١، ص ٣٠٦، مادّه «علا».