موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٦ - فصل در فرق بين رجا و غرور است
كه در تو پيدا شده و بدان خود را راجى مىدانى از تهاون به اوامر حق و كوچك شمردن حق و اوامر او پيدا شده، يا از اعتقاد به سعه رحمت و عظمت آن ذات مقدس؟ و اگر تمييز آن نيز مشكل است، از آثار مىتوان تمييز داد؛ اگر عظمت حق در دل باشد و قلبْ مؤمن به احاطه رحمت و عطاى آن ذات مقدس باشد، قيام به اطاعت و عبوديت مىكند؛ چون تعظيم و عبادتِ عظيم و منعم از فطريات است و تخلفناپذير است؛ پس اگر با قيام به وظايف عبوديت و جد و جهد در طاعت و عبادت، اعتماد به اعمال خود نداشته باشى و آنها را به چيزى نشمرى و اميد به رحمت حق و فضل و عطاى او داشته باشى و خود را به واسطه اعمال خود مستوجب هر ذمّ و لوم و سخط و غضب بدانى و تكيهگاه تو رحمت و جود جواد علىالاطلاق باشد، داراى مقام «رجا» هستى؛ و شكر خداى تبارك و تعالى كن و از ذات مقدس بخواه كه آن را در قلب تو محكم كند و مقام بالاتر از آن را به تو عنايت فرمايد. و اگر خداى نخواسته متهاون به اوامر حق بودى و بىاهميت و ناچيز شمردى فرمودههاى ذات اقدس را، بدانكه آن غرور است كه در دل تو پيدا شده از مكايد شيطان و نفس اماره تو. اگر ايمان به سعه رحمت و عظمت داشتى، اثرى از آن نمايان بود در تو. مدعى كه عملش مخالف با دعوايش باشد خود مكذِّب خود است.
شاهد بر اين كلام در احاديث معتبره بسيار است:
كافى بِإسْنادِهِ عَنْ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ، عَمَّنْ ذَكَرَهُ، عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ- عليه السلام- قَالَ قُلْتُ لَهُ: قَوْمٌ يَعْمَلُونَ بِالْمَعَاصِي وَيَقُولُونَ نَرْجُو! فَلَا يَزَالُونَ كَذَلِكَ حَتَّى يَأْتِيَهُمُ الْمَوْتُ. فَقَالَ:
«هؤلاء قوم يترجحون في الأماني. كذبوا، ليسوا براجين. إن من رجا شيئا طلبه؛ ومن خاف من شيء هرب منه» [١].
راوى گويد: «گفتم به حضرت صادق- عليه السلام- يك دسته از مردماند كه به جاى مىآورند معصيتها را و گويند: ما اميدواريم و هميشه چنين هستند تا بيايد آنها را مرگ. فرمود:" آنها قومىهستند مايل شدهاند از اعتدال به آرزوهاى بىجا. دروغ همىگويند، راجى نيستند. همانا كسى كه اميد داشته باشد چيزى را، طلب نمايد؛ و
[١] الكافي، ج ٢، ص ٦٨، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الخوف و الرجاء»، حديث ٥.