موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥ - فصل يك تنبّه علمى براى قلع ماده ريا
قلب و متصرّف در اوست، و شما كه يك بنده ضعيف عاجز هستيد نمىتوانيد تصرّف در قلوب كنيد بىتصرّف حق، بلكه اراده او قاهر است بر اراده شما و همه موجودات؛ پس ريا و سالوس شما اگر براى جلب قلوب عباد است و جانب دلها نگاه داشتن و منزلت و قدر در قلوبْ پيدا كردن و اشتهار به خوبى يافتن است، اين از تصرّف شما بهكلّى خارج و در تحت تصرّفِ حق است. خداوندِ قلوب و صاحبِ دلها به هر كس مىخواهد قلوب را متوجه مىفرمايد. بلكه ممكن است شما نتيجه به عكس بگيريد.
ديديم و شنيديم اشخاص سالوس دورو كه قلوب آنها پاك نبود، آخرِ كار رسوا شدند و آنچه مىخواستند نتيجه بگيرند به عكس اتفاق افتاد؛ چنانچه به همين معنى اشاره فرموده در حديث شريف كافى: عَن جَرّاحِ المَدائني، عَنْ أبي عَبْدِاللَّه- عليه السلام- فِي قَوْلِ اللَّه عزّ وجلّ: فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً. قال عليه السلام: «
الرجل يعمل شيئا من الثواب لا يطلب به وجه الله، إنما يطلب تزكية الناس، يشتهي أن يسمع به الناس، فهذا الذي أشرك بعبادة ربه»
. ثُمَّ قالَ: «
ما من عبد أسر خيرا فذهبت الأيام أبدا حتى يظهر الله له خيرا؛ وما من عبد يسر شرا فذهبت الأيام أبدا حتى يظهر الله له شرا» [١].
يعنى راوى، كه جرّاح مدائنى است، از امام صادق- عليه السلام- نقل مىكند در تفسير قول خداى عزّ وجلّ: «پس كسى كه اميدوار ملاقات پروردگار خويش است بايد به جاى آرد كار نيكو، و شريك نكند در عبادت پروردگارش كسى را» كه فرمود امام صادق عليه السلام: «آن مردى كه عمل مىكند چيزى از ثواب را كه خواهش نمىكند به آن كار ملاقات خدا را، فقط ملاحظه مىكند پاكيزه شمردن مردم او را، ميل دارد مردم بشنوند آنچه كرده، پس اين كسى است كه شريك قرار داده در عبادت پروردگارش».
پس از آن فرمود: «هيچ بنده [اى] نيست كه پنهان كند خوبى را، پس بگذرد روزگار بر او هميشه، تا آنكه آشكار كند خدا از براى او نيكويى را؛ و هيچ بنده [اى] نيست كه پنهان مىكند شرى را، پس بگذرد روزگار بر او هميشه، تا آشكارا كند خدا براى او شرى را».
[١] الكافي، ج ٢، ص ٢٩٣، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الرياء»، حديث ٤.