موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٣ - تتميم كلام شهيد ثانى رحمه اللَّه
و از اين قبيل است آنكه بگويد: فلان شخص براى او فلان اتفاق افتاد يا مبتلا به فلان چيز شد، بلكه بگويد: براى رفيق ما يا دوست ما چنين ابتلايى پيش آمد كرد، خداوند ما و او را بيامرزد. اين شخص اظهار دعا و تألم و دوستى و رفاقت مىكند و غيبت خود را با اين امور انجام مىدهد. و خداوند از خبث باطن و فساد نيت او مطلع است. و او به واسطه جهل خود نمىداند كه غضب حق نسبت به او بيشتر است از جهّال كه متجاهر به غيبت هستند.
و از اقسام خفيه غيبت، گوش كردن به آن است از روى تعجب؛ زيرا كه او اظهار تعجب مىكند كه نشاط مغتاب زياده گردد در غيبت و او را وادار به غيبت مىكند به تعجب. مثلًا مىگويد: من تعجب مىكنم از اين حرف! من تاكنون نمىدانستم آن را! من از فلانى اين كار را نمىدانستم! مىخواهد تصديق كند با اين كلماتْ مغتاب را و از او طلب زيادت كند با لطايف، با آنكه تصديق غيبت نيز غيبت است و گوش كردن به آن، بلكه سكوت كردن در وقت شنيدن آن، غيبت است» [١] انتهى ترجمة كلامه، رفع مقامه.
و گاه شود كه عناوين ديگر بر غيبت نيز افزوده شود و بر فساد و قبح و عقاب آن افزوده گردد؛ مثل آنكه شخص مغتاب در پيش روى آن كس كه غيبت او را كند اظهار دوستى كند و مدح و منقبت از او كند. و اين از مراتب نفاق و دورويى و دوزبانى است كه در اخبار از آن مذمت بليغ شده است.
فَفِي الكافي الشَّريف بِإسْنادِه عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ- عليه السَّلام- قَالَ: «
من لقي المسلمين بوجهين و لسانين جاء يوم القيامة و له لسانان من نار» [٢].
فرمايد: «كسى كه ملاقات كند مسلمانان را با دو رو و با دو زبان، بيايد در روز قيامت و حال آنكه از براى او دو زبان است از آتش».
اين است صورت اين عمل قبيح و نتيجه اين نفاق در عالم آخرت. پناه مىبرم به خداى تعالى از شرّ زبان و نفس امّاره خود. وَالْحَمْدُ للَّهِ أَوَّلًا وَآخِراً.
[١] المصنّفات الأربعة، كشف الريبة، ص ٣٨.
[٢] الكافي، ج ٢، ص ٣٤٣، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب ذي اللسانين»، حديث ١.