موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١ - فصل در موازنه است
از باطن خودِ نفس، ظهور مىكند كه اهل آن جهنّم از عذاب آنها گريزان و به وحشت هستند.
در بعضى از روايات موثّقه است كه در جهنّم يك وادى است از براى متكبّرها كه او را «سَقَرْ» مىگويند؛ شكايت كرد به خداى تعالى از شدّت گرمى و حرارت و خواست از خداى تعالى كه اذن دهد او را نفس بكشد؛ پس از اذن، نفسى كشيد كه جهنّم محترق گرديد [١].
گاهى اين ملكات اسباب مىشود كه انسان را مخلّد در جهنم مىكند، زيرا كه ايمان را از انسان مىگيرند؛ مثل حسد كه در روايات صحيحه ماست كه ايمان را حسد مىخورد، همانطور كه آتش هيزم را مىخورد [٢]. و مثل حبّ دنيا و شرف و مال كه در روايات صحيحه است كه دو گرگ اگر در گله بىشبان رها شود، يكى از آنها در اوّل گله و يكى در آخرش، زودتر آنها را هلاك نمىكنند از حبّ شرف و حبّ دنيا كه دين مؤمن را از او مىگيرد [٣].
خدا نكند عاقبت معاصى منتهى بشود به ملكات و اخلاق ظلمانى زشت، و آنها منتهى شود به رفتن ايمان و مردن انسان با حال كفر، كه جهنّم كافر و جهنّم عقايد باطله از آن دو جهنّم بهمراتب سختتر و سوزانتر و ظلمانىتر است.
اى عزيز، در علوم عاليه ثابت شده است [٤] كه مراتب اشتداد غير متناهى است. هر چه تو تصور كنى و تمام عقول تصور كنند شدت عذاب را، از آن شديدتر هم ممكن
[١] عَنْ أَبي عَبْدِاللَّه عليه السلام قالَ: «إنَّ في جَهَنَّمَ لَوادِياً لِلْمُتَكَبِّرينَ يُقالُ لَهُ: «سَقَرْ»، شكا إلى اللَّه عَزَّ وَجَلَّ شِدَّةَ حَرِّهِ وَسَأَلَهُ أَنْ يَأْذَنَ لَهُ أَنْ يَتَنَفَّسَ، فَتَنَفَّسَ فَأَحْرَقَ جَهَنَّمَ». (الكافي، ج ٢، ص ٣١٠، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الكبر»، حديث ١٠)
[٢] عَنْ أَبي عَبْدِاللَّه عليه السلام قالَ: «إنَّ الْحَسَدَ يَأْكُلُ الْايمانَ، كَما تَأْكلُ النَّارُ الْحَطَبَ». (الكافي، ج ٢، ص ٣٠٦، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الحسد»، حديث ٢)
[٣] عَنْ أَبي جَعْفَرٍ عليه السلام قالَ: «ما ذِئبانِ ضارِيانِ في غَنَمٍ لَيْسَ لَها راعٍ، هذا في أَوَّلِها وهِذا في آخِرِها بِأَسْرَعَ فيها مِنْ حُبِّ المالِ وَالشَّرَفِ في دينِ الْمؤْمِنِ». (الكافي، ج ٢، ص ٣١٥، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب حبّ الدنيا و الحرصُ عليها»، حديث ٢ و ٣)
[٤] ر. ك: الحكمة المتعالية، ج ٣، ص ٨٣ و ٨٦؛ شرح المنظومة، ج ٢، ص ٧٠.