موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٠ - حديث شانزدهم صبر
پس قرار داد جبار متكبر را بنده او، بعد از آنكه مالك بود؛ پس، فرستاد خدا او را (يعنى به پيغمبرى) و ترحم فرمود به واسطه او امتى را. و همينطور صبر دنبال آورد خير را، پس صبر كنيد و مهيا كنيد خود را بر صبر تا مزد داده شود».
شرح: «نائبة» مفرد «نوائب» است. و آن حوادث و مهمات نازله است. و در صحاح گويد به معنى مصيبت است.
و «دكّ» به معنى «دقّ» يعنى كوبيدن است. و در صحاح است: «وَقَدْ دَكَكْتُ الشَّيء أَدُكُّهُ دَكّاً إذا ضَرَبْتُهُ وَكَسَرْتُهُ حَتّى سَوَّيْتُهُ بِالْارْضِ» انتهى [١]. و تَداكَّتْ عَلَيْهِ، أَيْ، تَداقَّتْ. و به معنى اجتماع و ازدحام نيز آمده؛ چنانچه از نهايه منقول است در حديث حضرت امير المؤمنين عليه السلام:
«ثم تداككتم علي تداكك الأبل إلهيم على حياضها»
. أَي، ازْدَحَمْتُمْ [٢]. و از نهايه نيز نقل شده كه اصل «دكّ» به معنى «كسر» است [٣]. و در اين حديث شريف به مناسبت لم تكسره به معنى اوّل انسب است، گرچه معنى دوم نيز مناسب است.
و كلمه [إن] در «وَإنْ اسِرَ» وصليّه است، و «قهر» و «استبدل» عطف به آن است. و مجلسى- رحمه اللَّه- فرموده در بعض نسخهها «واستبدل بالعسر يسرا» وارد است [٤].
بنابراين عطف است بر «لم تكسره»، پس غايتِ صبر شود.
جمله «أن استُعبد» مبنى للمفعول و فاعلِ لَم يَضرُرْ است. و در نسخه مرآة العقول به تقديم «باء» موحّده بر «عين» مهمله وارد است [٥]. و در وسائل به تقديم «عين» بر «باء» منقول است [٦]. و مظنون است كه نسخه مرآة از غلط كاتب باشد، گرچه معنى آن نيز
[١] «چنان آن را ضربه زدم و شكستم تا با زمين هموار شد». (الصحاح، ج ٤، ص ١٥٨٣)
[٢] «پس از آن گرد من فراهم آمديد چون فراهم آمدن شتران تشنه هنگامى كه به آبشخورهاشان واردمىشوند». (النهاية، ابن الأثير، ج ٢، ص ١٢٨، ماده «دكك»)
[٣] النهاية، ابن الأثير، ج ٢، ص ١٢٨، ماده «دكك»؛ مرآة العقول، ج ٨، ص ١٣٠.
[٤] مرآة العقول، ج ٨، ص ١٣٠.
[٥] همان.
[٦] وسائل الشيعة، ج ٣، ص ٢٥٧، «كتاب الطهارة»، «أبواب الدفن»، باب ٧٦، حديث ٧.