موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٧ - فصل در بيان تقواى عامّه
جلوگيرى از شرّ نفس و شيطان دوام بر وضو را سفارش مىفرمودند و مىگفتند:
وضو به منزله لباس جُندى [١] است. و در هر حال از قادر ذوالجلال و خداوند متعال جلّ جلاله با تضرع و زارى و التماس بخواه كه تو را توفيق دهد در اين مرحله، و از تو يارى فرمايد در حصول ملكه تقوا.
و بدانكه اوايلِ امر قدرى مطلب سخت و مشكل مىنمايد، ولى پس از چندى مواظبتْ زحمت به راحت مبدل مىشود و مشقت به استراحت، بلكه به يك لذت روحانى خالصى بدل مىشود كه اهلش آن لذت را با جميع لذات مقابل نكنند. و ممكن است- ان شاء اللَّه- پس از مواظبت شديد و تقواى كامل از اين مقام به مقام تقواى خواص ترقى كنى كه آن تقواى از مستلذات نفسانيه است؛ زيرا كه لذت روحانى را كه چشيدى، از لذات جسمانيه كم كم منصرف شوى و از آنها پرهيز كنى؛ پس راه بر تو سهل و آسان شود، و بالاخره لذات فانيه نفسانيه را چيزى نشمارى، بلكه از آنها متنفر شوى و زخارف دنيا در چشمت زشت و ناهنجار آيد؛ و وجدان كنى و بيابى كه از هر يك از لذات اين عالَم در نفس اثرى و در قلب لكه سودايى حاصل شود كه باعث شدت انس و علاقه به اين عالم شود، و اين خود اسباب اخلاد در ارض گردد و در حين سكرات موت به ذلت و سختى و زحمت و فشار مبدل گردد، چه كه عمده سختى سكرات موت و نزع روح و شدت آن در اثر همين لذات و علاقه به دنياست؛ چنانچه پيش از اين اشاره به آن شد.
و چون انسان وجدان اين معنى كرد، لذات اين عالم از نظرش به كلى بيفتد و از تمام دنيا و زخارف آن متنفر گردد و گريزان شود. و اين خود ترقى از مقام دوم است به مقام سوم تقوا. پس، راه سلوك الى اللَّه سهل و آسان شود و طريق انسانيت براى او روشن و وسيع گردد، و قدم او كم كم قدم حق شود و رياضت او رياضت حق گردد، و از نفس و آثار و اطوار آن گريزان شود و در خود عشق به حق مشاهده كند و به وعدههاى بهشت و حور و قصور قانع نشود، و مطلوب ديگرى و منظور ديگرى طلب كند و از خودبينى و خودخواهى متنفر گردد. پس، تقوا از محبت نفس نمايد و متقى از توجه به
[١] يعنى لباس نظامى و جنگ (كنايه از تهيّؤ و آمادگى براى رزم با شيطان).