موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢١ - فصل در تفكر در مصنوع است
حقير به نظر آيد، اگر بشر با كمال علمى كه در قرنها حاصل كردند دقيق شوند، به هزار يك از آن اطلاع پيدا نكنند، تا چه رسد به آنكه نظام كلى جُمَلى را در تحت نظر درآورند و بخواهند با افكار جزئيه ناقصه خود پى به لطايف و دقايق آن برند.
ما اكنون نظر شما را جلب مىكنيم به يكى از دقايق خلقت كه نسبتاً نزديك به افهام و از محسوسات به شمار آيد، تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.
اى عزيز، نظر كن و تفكر نما در اين نسبتى كه در بين شمس و زمين است به مسافت معيّن و حركت خاص كه زمين دارد به دور خود و شمس، كه با مدار معيّنى حركت مىكند كه شب و روز و فصول از آن حاصل مىشود؛ چه اتقان صنع و حكمت كاملى است كه اگر با اين ترتيب نبود، يعنى شمس نزديك بود يا دور بود، در صورت اوّل از حرارت و در صورت دوم از سرما و برودت، در زمينْ تكوين معدن و نبات و حيوان نمىشد. و اگر چنانچه با همين نسبت ساكن بود زمين، توليد روز و شب و فصول نمىشد، و بيشتر زمين يا تمام آن قابل تكوين نمىشد. اكتفا به اين نيز نشده، اوج، يعنى غايت دورى زمين از شمس، در جانب شمال واقع شده كه حرارت زياد نشود و صدمه به مكوّنات وارد نيايد؛ و حضيض، يعنى غايت نزديكى شمس به زمين، در جانب جنوب واقع شده كه از سرما ضرر به ساكنين زمين وارد نشود. به اين نيز اكتفا نشده، ماه را، كه تأثير در تربيت موجودات زمين دارد، در سير با زمين مختلف قرار داده، بهطورى كه شمس وقتى در شمال زمين است، قمر در منطقه جنوبى؛ و به عكس، وقتى آن يك در منطقه جنوبى است، اين يك در منطقه شمالى است، براى انتفاع سكّان ارض از آنها.
اينها يكى از امور محسوسه ضروريه است؛ ليكن احاطه به دقايق و لطايف آن جز خالق آن، كه علمش محيط است، احدى پيدا نكند.
چرا اينقدر دور رفتيم، اگر كسى در خلقت خود، به قدر سعه علم و طاقت خود، تفكر نمايد: اولًا: در مدارك ظاهره خود كه آنها بر طبق مدركات و محسوسات ساخته شده؛ از براى هر دسته از مدركاتى كه در اين عالم يافت مىشود قوّه ادراكى قرار داده شده، با چه وضعيت و ترتيب محيّر العقولى؛ و امور معنويه را، كه با حواسّ ظاهره ادراك نتوان كرد، حواس باطنه قرار داده شده كه آنها را ادراك نمايد.