موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٢ - حديث دوازدهم تفكّر
و «تفكر» اعمال فكر است. و آن عبارت است از ترتيب امور معلومه براى به دست آوردن نتايج مجهوله [١]. و آن اعم است از تفكرى كه از مقامات سالكين است؛ زيرا كه آن را خواجه انصارى [٢] چنين تعريف فرموده: «اعْلَمْ أَنَّ التَّفَكُّرَ تَلَمُّسُ البَصيرَةِ لاسْتِدْراكِ البُغْيَةِ» [٣]. يعنى: «بدانكه تفكر عبارت است از جستجو نمودن بصيرت قلب و چشمِ ملكوتْ مطلوب خود را براى ادراك آن». و معلوم است مطلوبات قلوبْ معارف است. و از اين جهت در اين حديث شريف نيز مقصود از «تفكر»، معنى خاص راجع به قلوب و حيات آنهاست.
و «قلب» را اطلاقات بسيار و اصطلاحات بىشمارى است. پيش اطباء و عامه مردم اطلاق شود بر پارچه گوشت صنوبرى كه با قبض و بسط آن خون در شريانها جريان پيدا كند، و در آن توليد روح حيوانى، كه بخار لطيفى است، گردد. و پيش حكما به بعضى مقامات نفس اطلاق شود. و اصحاب عرفان براى آن مقامات و مراتبى قائلاند كه غور در بيان اصطلاحات آنها خارج از وظيفه است. و در قرآن كريم و احاديث شريفه، در مقامات مختلفه، به هر يك از معانى متداوله بين عامه و خاصه اطلاق شده است؛ چنانچه إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَناجِرِ [٤] به معناى متعارف پيش اطباء، و لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها [٥] به معنى متداول در ألسنه حكما، و إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ [٦] بر طبق اصطلاح عرفا جريان يافته. و در حديث شريف به مناسبت «تفكر» مقصود معنى متداول پيش حكماست. و امّا «قلب» به اصطلاح عرفا با
[١] ر. ك: الإشارات و التنبيهات، شرح محقّق طوسى، ج ١، ص ١٠؛ شرح المنظومة، ج ١، ص ٨٤.
[٢] خواجه عبداللَّه بن محمد انصارى هروى (٣٩٦-/ ٤٨١) از محدثين و عرفاى بزرگ است كه به شيخابوالحسن خرقانى ارادت داشته و پس از وى جانشين او گرديد. از آثار اوست: منازل السائرين، زاد العارفين، رساله دل و جان.
[٣] منازل السائرين، ص ٤١، «باب التفكر»؛ شرح منازل السائرين، كاشانى، ص ٦٠.
[٤] «و آنها را از روز قيامت بيم ده زمانى كه جانها به گلو رسد». (غافر (٤٠): ١٨)
[٥] «دلهايى دارند كه با آنها (چيزى) نمىفهمند». (الأعراف (٧): ١٧٩)
[٦] «در اين تذكرى است براى آن كس كه عقل دارد، يا گوش دل فرا دهد در حالى كه حاضر باشد». (ق (٥٠): ٣٧)