موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٧ - فصل در بيان آنكه منشأ عجب حب نفس است
جلال حق را مىطلبى؟ آيا تو براى سيد مظلومان اقامه عزا مىكنى به سر و سينه براى او مىزنى، يا براى رسيدن به آمال و آرزوى خودت؟ شكمت تو را وادار مىكند مجلس عزادارى بر پا كنى، شهوت وقاع تو را وادار مىكند نماز جماعت بروى؟ هواى نفس تو را به مناسك و عبادات مىكشد؟
اى برادر، در مكايد نفس و شيطان دقيق شو. بدانكه نمىگذارند تو بيچاره يك عمل خالصى بكنى؛ و همين اعمال غير خالصه را كه خداوند به فضلش از تو قبول كرده نمىگذارند به سرمنزل برسانى. كارى مىكنند كه به واسطه اين عجب و تدلّل بىجا همه اعمالت به باد فنا برود؛ اين نفع هم از جيبت برود. از خدا و رضاى او كه دورى، به بهشت و حورالعين هم نمىرسى؛ سهل است، مخلّد در عذاب و معذب در آتش قهر هم مىشوى. تو گمان كردى به واسطه اين اعمال پوسيده گنديده سر و دست شكسته مخلوط به ريا و سمعه و هزار مصيبت ديگر، كه هر يك مانع از قبولى اعمال است، استحقاق بر حق تعالى پيدا كردى؟! يا از محبين و محبوبين شدى، اى بيچاره بىخبر از حال محبّين، اى بدبخت بىاطلاع از دل محبّين و آتش قلب آنها، اى بىنواى غافل از سوز مخلصين و نور اعمال آنها، تو گمان كردى آنها هم اعمالشان مثل من و توست! تو خيال مىكنى كه امتياز نماز حضرت امير المؤمنين- عليه السلام- با ما اين است كه «مدّ» وَ لَا الضَّالِّينَ را طولانىتر مىكند؟ يا قرائتش صحيحتر است؟ يا طول سجود و ركوع و اذكار و اورادش بيشتر است؟ يا امتياز آن بزرگوار به اين است كه شبى چند صد ركعت نماز مىخواند؟ يا مناجات سيدالساجدين- عليه السلام- هم مثل مناجات من و تو است؟ او هم براى حورالعين و گلابى و انار اينقدر ناله و سوز و گداز داشت؟ به خودشان قَسَم است- و
إنه لقسم عظيم [١]
- كه اگر بشر پشت به پشت يكديگر دهند و بخواهند يك لاإلهَ إلَّااللَّه امير المؤمنين را بگويند نمىتوانند! خاك بر فرق من با اين
[١] برگرفته شده از آيه وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ؛ «و اگر بدانيد آن سوگندى بزرگ است». (الواقعة (٥٦): ٧٦)