موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٩ - فصل در مفاسد عُجب است
علاوه بر مفاسدى كه از عجب شنيدى، او شجره خبيثهاى است كه بار او بسيارى از كبائر و موبقات است، و در دل كه ريشه كرد كار انسان را به كفر و شرك و بالاتر از آنها منجر مىكند.
يكى از مفاسد آن كوچك شمردن معاصى است. بلكه انسان معجب درصدد اصلاح نفس خويش برنمىآيد و خود را پاك و پاكيزه پندارد و هيچگاه در فكر نمىافتد كه خود را از لوث معاصى پاك كند. پرده عجب و حجاب غليظ خودپسندى مانع شود از آنكه بدىهاى خود را ببيند. و اين مصيبتى است كه انسان را از جميع كمالات باز دارد و به انواع نواقص مبتلا كند و كار انسان را منجر كند به هلاك ابد و اطباء نفوس را عاجز كند از علاج.
و ديگر آنكه اعتماد بر نفس و بر اعمال خود كند. و اين سبب شود كه انسان جاهل بيچاره خود را از حق تعالى مستغنى داند و توجه به فضل حق تعالى نكند، و حق تعالى را ملزم داند به عقل كوچك خود به اينكه او را اجر و ثواب دهد. و گمان كند كه اگر با عدل هم با او رفتار شود مستحق ثواب است. پس از اين ذكرى از اين مطلب مىشود، ان شاء اللَّه [١].
و از مفاسد ديگرش آنكه به بندگان خدا با نظر حقارت بنگرد و اعمال مردم را ناچيز شمارد، گرچه از اعمال خودش بهتر باشد. و اين نيز يكى از طرق هلاك انسان و خار طريق اوست.
و از مفاسد ديگر آنكه انسان را به ريا وادار كند. زيرا كه انسان نوعاً اگر اعمالش را ناچيز شمارد و اخلاقش را فاسد داند و ايمانش را قابل نشمارد و معجب نباشد به ذات و صفات و اعمال خويش، بلكه خود و همه چيز خود را زشت و پليد داند، آنها را در معرض نمايش برنياورد و خودنمايى نكند؛ متاع فاسد زشت را به بازار مكاره نبرند.
ولى چون خود را كامل ديد و اعمال را قابل، درصدد جلوه برآيد و خودفروش گردد.
در حديث دوم مفاسد ريا گذشت، بايد آنها را مفاسد عجب هم دانست. و مفسده
[١] ر. ك: صفحه ٨٢.