موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٢٣ - در اشاره به (بسم اللَّه) است
است، و مقام رحيميت، كه مقام تجلى به باطنيت و قبض وجود است. آكلُ و أشْرِبُ و أكْتُبُ و أفْعَلُ كذا و كذا.
پس، سالك الى اللَّه و عارف باللَّه در نظرى، جميع افعال و موجودات را ظهور مشيت مطلقه و فانى در آن بيند؛ و در اين نظر سلطان وحدت غلبه كند و بِسْمِ اللَّهِ^ را در جميع سور قرآنيه و در جميع افعال و اعمال به يك معنا داند. و در نظرى، كه متوجه عالم فرق و فرق الفرق شود، براى هر بِسْمِ اللَّهِ^ در اوّل هر سوره و در بَدو شروع هر عملى معنايى ببيند و مشاهده كند غير ديگرى.
و در اين مقام كه اكنون هستيم، كه مقام تفسير سوره شريفه «توحيد» است، بِسْمِ اللَّهِ آن را مىتوانيم متعلّق به كلمه شريفه قُلْ بگيريم. و در اين صورت، مقصود از بِسْمِ اللَّهِ در كسوه تجريد و غلبه توحيدْ مقام مشيت مطلقه است؛ و در كسوه تكثير و مقام توجه به كثراتْ تعينات آن است؛ و در مقام جمع بين مقامين، كه مقام برزخيت كبرا است، «مشيت» به مقام وحدت و كثرت و ظهور و بطون، و «رحمانيت» و «رحيميت» به معناى دومى است. و در آيه شريفه قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ چون جمع بين احديت غيبيه و الوهيت اسمائيه است، از اين جهت اسم اللَّه به حسب مقام سوم، يعنى مقام برزخيت، مقصود است؛ پس، از مقام غيب احدى به قلب تقىّ نقىّ احدى احمدى محمدى خطاب آيد كه: قُلْ به حسب اين نشئه برزخيه كبرا به ظهور اسم اللَّه، كه آن مقام مشيت مطلقه و صاحب تعين و ظهور رحمانيت در عين رحيميت و بسط در عين قبض است.
هُوَ و اين كلمه شريفه اشاره به مقام «هويت مطلقه» است من حيث هى هى، بدون آنكه متعين به تعين صفاتى يا متجلى به تجليات اسمائى باشد، حتى اسماء ذاتيه كه در مقام احديّت اعتبار شود. و اين اشاره از غير صاحب اين قلب و داراى اين مقام ممكن نيست؛ و اگر مأمور نبود به اينكه نسب حق را ظاهر كند، متفوه به اين كلمه شريفه ازلًا و ابداً نمىشد؛ ولى در قضاى الهى حتم است كه نبى ختمى- صلّى اللَّه عليه و آله- اظهار اين اشاره فرمايد.
و چون در جذبه مطلقه باقى نبود و مقام برزخيت را دارا بود، فرمود: اللَّهُ أَحَدٌ.