موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٨٦ - در بيان آنكه تجدّد و حركت از صفات سلبيه است
على الاطلاق. زيرا كه ذات كامل مطلق و صرف وجود چنانچه مصداق صرف كمال است مصدوقٌ عليه سلب نقايص و حدود و اعدام و ماهيات است.
و اينكه مشهور بين محققين است كه صفات سلبيه رجوع به سلب واحد كند، كه آن سلب امكان است [١]، در نظر نويسنده درست نيايد؛ بلكه چنانچه ذات مقدس مصداق ذاتى تمام صفات كمال [است] و هيچيك به ديگرى رجوع نكند- چنانچه قبل از اين به وضوح پيوست- همينطور مصداق بالعرض و مصدوقٌ عليه سلب هر يك از نقايص نيز هست. و نتوان گفت كه اعدام و نقايص حيثيت واحده هستند و لا مَيْزَ فى الْأعدام، زيرا كه اگر به حسب متن واقع و نفس الامر ملاحظه شود، چنانچه عدمِ مطلقْ حيثيت واحده و مع ذلك كل اعدام است، وجود مطلق نيز حيثيت واحده و كل كمالات است؛ پس در اين نظر كه ملاحظه «احديت» و غيب الغيوب است صفتى ثابت نتوان كرد- نه صفات حقيقيه ثبوتيه و نه صفات سلبيّه جلاليه. ولى در نظر ديگر كه ملاحظه مقام «واحديت» و جمع اسماء و صفات است، چنانچه صفات ثبوتيه كماليه متكثرند هر صفت كمالى را سلبِ صفتِ نقص، كه مقابل با آن است، لازم مىباشد؛ و ذات مقدس به آن جهت كه مصداق بالذات «عالِم» است، مصداق بالعرض ليس بجاهل است؛ و چون «قادر» است ليس بعاجز است. و چنانچه در علم اسماء مقرر است كه از براى اسماء [و صفات ثبوتيه] محيطيت و مُحاطيت و رياست و مرئوسيت است، از براى اسماء و صفات سلبيه نيز بالتبع اين اعتبارات مىباشد.
در بيان آنكه تجدّد و حركت از صفات سلبيه است
بالجمله، پس از آنكه معلوم شد ميزان صفات ثبوتيه و سلبيه، مىتوان فهميد كه حركت، كه متقوّم به قوّه و هيولى است و حدوث و تجدد در اصل ذات آن است، در ذات مقدس كبريايى- جلَّ و علا- راه ندارد.
[١] مجموعه مصنّفات شيخ إشراق، ج ١، ص ١٨٩؛ شرح حكمة الإشراق، قطب الدين شيرازى، ص ٣١٤؛ الحكمة المتعالية، ج ٦، ص ١١٨.