موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٦٧ - فصل در اشاره به مسأله جبر و تفويض
هستى، در غيب و شهود، عين كمال و اصل تماميت و جمال است؛ و آنچه نقص و رذيله و شرّ و وبال است به عدم و تعينْ راجع و از لوازم ماهيت است كه متعلق جعل و مُفاض از حق نيست؛ بلكه شرورى كه در عالم طبيعت و نشئه تنگ مُلك مىباشد از تضاد بين موجودات و تنگنايى عالم دنياست، و تضاد بين آنها متعلق جعل نشود. پس، آنچه از خيرات و كمالات و حسنات است از حق است؛ و آنچه نقص و شرّ و معصيت است از خلق است؛ چنانچه فرموده: ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ [١]. پس، جميع سعادات دنياويه و اخراويه و جميع خيرات مُلكيه و ملكوتيه از سرچشمه خيرات و سعادات افاضه شده؛ و جميع شقاوتهاى دنيا و آخرت و شرور اين عالم و عالم ديگر از قصور ذاتى و نقصان خود موجودات است.
و آنچه معروف است كه سعادت و شقاوت متعلق جعل جاعل نيست بلكه ذاتى اشياست، در جانب سعادت بىاصل است، چه كه سعادتْ مجعول و مفاض از جانب حق است، و ذاتى از هر ذوات و ماهيتى از ماهيات را سعادتى نيست، بلكه هلاك محض و شقاوت تامّ به حيثيت ماهيت رجوع كند. و در جانب شقاوت صحيح است؛ زيرا كه شقاوت به ماهيت راجعْ و غير مجعول است، براى آنكه دون مرتبه جعل است. و حديث معروف «
السعيد سعيد في بطن أمه؛ والشقي شقي في بطن أمه» [٢]
را معنى ديگرى است كه متعلق به علم اسماء و صفات است و ذكر آن متناسب نيست.
و چون بعد از بيان اين مطلب حق برهانى، مظنّه شبهه ديگرى است، و آن آن است كه در جانب خيراتْ عزلِ موجودات و در جانب شرورْ عزلِ قدرت واجبه قديمه مستلزم جبر و تفويض و آن خلاف مقرر است در مسلك عرفان و طريقه برهان، دفع آن فرموده در لسان دليل بر مطلب سابق و تحقيق كيفيت آن به اينكه حق تعالى اولى به حسنات است از بندگان، و آنها اولى به سيّئات هستند از ذات مقدس حق؛ كه در اين اثباتِ اولويت
[١] النساء (٤): ٧٩.
[٢] «خوشبخت كسى است كه در شكم مادرش خوشبخت شده، و بدبخت كسى است كه در شكم مادرشبدبخت شده است». (ر. ك: صفحه ٥٨٧)