موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦١٦ - در فضيلت مصافحه
بزرگان به مردم مقايسه مىكند يا قدرى بهتر و بالاتر؛ و نعمتهاى آنها را چون نعمتهاى اين عالم يا قدرى لطيفتر و بهتر فرض مىكند؛ با اينكه اين مقايسه قياس باطلى است. نعمتهاى آن عالم و رَوح و ريحانش به تصور ما درست نيايد و به قلب ما نظير آنها خطور نكرده. ما نمىتوانيم تصور كنيم كه يك شربت آب بهشت داراى تمام لذات متصوره است، از هر قبيل كه ممكن باشد؛ هر يك ممتاز از ديگر؛ كه كيفيت هر لذتى به لذات اينجا توان گفت شباهت ندارند.
[
در فضيلت مصافحه
] در اين حديث شريف ذكر يكى از كرامتهاى مؤمنين را فرموده است كه پيش اصحاب معرفت و ارباب قلوب با هيچ چيز موازنه نشود و در هيچ ميزان در نيايد. و آن، آن است كه مىفرمايد:
«وإن المؤمن ليلقى أخاه فيصافحه، فلا يزال الله ينظر إليهما»
. و در روايات كثيره ديگر به اين مضمون نيز اشاره شده:
فَفِي الكافي بِإسْنادِهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ- عليه السلام- قَالَ: «
إن المؤمنين إذا التقيا فتصافحا، أقبل الله تعالى عليهما بوجهه و تساقطت عنهما الذنوب كما يتساقط الورق من الشجر» [١].
«فرمود حضرت باقر العلوم عليه السلام: مؤمنين وقتى كه با هم ملاقات كنند و مصافحه نمايند، خداوند تعالى به وجه شريف خود اقبال به آنها فرمايد و گناهان آنها چون برگ از درخت بريزد».
خدا مىداند اين نظر حق تعالى و اين اقبال به وجه كريم چه نورانيت و كرامتى در باطن دارد؛ و چه حجابهايى را از ميان بنده مؤمن و نور جمال ذات مقدس بردارد و چه دستگيرىها از مؤمن فرمايد. ليكن بايد دانست كه نكته حقيقيه و سرّ واقعى اين كرامتها چيست، و انسان نبايد از آن غافل باشد. [بايد] وجهه قلب به آن باشد تا عمل به تبع آن نورانى و كامل گردد، و به قالب عمل روح و نفحه الهيه دميده شود. و آن نكته واقعيه و سرّ حقيقى تحكيم مودّت و محبت و تجديد عهد اخوت فى اللَّه و وِداد است؛
[١] الكافي، ج ٢، ص ١٨٠، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب المصافحة»، حديث ٤.