موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٩٣ - در بعض مكايد شيطان است
خود راه روند و پاهاى آنها رو به بالا باشد؛ و بعضى با شكمهاى خود راه روند؛ و بعضى با دست و پاى خود چون حيوانات راه روند، چنانچه در اين عالم مشى آنها چنين بوده: أَ فَمَنْ يَمْشِي مُكِبًّا عَلى وَجْهِهِ أَهْدى أَمَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ [١].
ممكن است اين مجازِ در عالمِ مجازْ در عالمِ حقيقت و ظهور و بروزِ روحانيتْ حقيقت پيدا كند.
و در احاديث شريفه در ذيل اين آيه شريفه «صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ» را به حضرت امير المؤمنين و حضرات ائمه معصومين- عليهم السلام- تفسير فرمودند:
عَن الكافى بِإسْنادِهِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْماضي- عليه السلام- قالَ: قُلْتُ: أَ فَمَنْ يَمْشِي مُكِبًّا عَلى وَجْهِهِ أَهْدى أَمَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ؟ قَالَ: «إن الله ضرب مثلا من حاد عن و لا ية علي- عليه السلام- كمن يمشي على وجهه لا يهتدي لأمره؛ وجعل من تبعه سويا على صراط مستقيم. و «الصراط المستقيم» أميرالمؤمنين، عليه السلام» [٢].
فرمود: «خداى تعالى در اين آيه شريفه مثلى زده است؛ و آن مَثَل كسانى است كه اعراض نمودند از ولايت امير المؤمنين- عليه السلام- كه آنها گويى راه مىروند به روىهاى خود و به هدايت نرسند. و كسانى را كه متابعت آن حضرت نمودند، قرار داده به راه مستوى و راست. و «صراط مستقيم» امير المؤمنين- عليه السلام- است.
و در حديث ديگر است كه مقصود از «صراط مستقيم» على- عليه السلام- و ائمه- عليهم السلام- است [٣].
و از كافى شريف از فضيل منقول است كه گفت: «با جناب باقر العلوم- عليه السلام- داخل مسجد الحرام شدم، و آن حضرت به من تكيه كرده بود. پس، آن حضرت نظر مبارك افكند به سوى مردم و ما در باب بنىشيبه بوديم، پس فرمود؛" اى فضيل، اينطور در جاهليت طواف مىكردند! نه مىشناختند حقى را و نه تدين به دينى داشتند.
[١] الملك (٦٧): ٢٢.
[٢] الكافي، ج ١، ص ٤٣٣، «كتاب الحجّة»، «باب فيه نكت ونتف من التنزيل في الولاية»، حديث ٩١ (با كمى اختلاف)؛ البرهان في تفسير القرآن، ج ٩، ص ٥٩٨، حديث ١.
[٣] البرهان في تفسير القرآن، ج ٩، ص ٥٩٨، حديث ٢.