موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٨٨ - در بيان وجه حصر قلوب
يا چيزى كه بر آن برگردد.
بالجمله، تفصيل در اين باب و بيان برهانى آن از وظيفه خارج است، ليكن گاهى قلم طغيان كند و برخلاف مقصود جريان يابد.
در بيان وجه حصر قلوب
بعضى گفتهاند كه وجه حصر قلوب در اين چهار آنست كه قلوب يا به ايمان متصف هستند، يا نه. بنابر اوّل، يا متصفاند به ايمان به جميع آنچه پيغمبر آورده؛ يا به بعضى دون بعضى. اوّلى قلب مؤمن است؛ و دومى قلبى است كه در آن ايمان و نفاق است. و بنابر دوم، يا در ظاهر تصريح به ايمان مىكند، يا نه. اوّلى قلب منافق است؛ دوّمىقلب مشرك [١].
و اين با حديث شريف درست نيايد. يعنى، گاهى حقيقتاً مؤمن شود به جميع ما جاء به النبى- صلّى اللَّه عليه و آله- و گاهى نفاق كند. و اگر كسى ناچار بخواهد، بهتر آن است كه چنين گويد كه قلب يا داراى ايمان است به جميع ما جاء به النبى- صلّى اللَّه عليه و آله- يا نه. بنابر دوم، يا اظهار ايمان كند، يا نه. بنابر اوّل، يا ايمان در آن مستقر است؛ يا گاهى ايمان آورد، گاهى رجوع كند، و در اين حال نيز اظهار ايمان نمايد. و از ذيل اين حديث معلوم شود كه توبه كسانى كه از ايمان به كفر و نفاق رجوع كنند گرچه مكرر هم رجوع كنند قبول شود.
و در حديث ديگرى كه در كافى شريف است حضرت باقر- سلام اللَّه عليه- قلوب را به سه قلب تقسيم فرموده: قلب منكوس كه در آن خيرى نيست؛ و آن قلب كافر است. و قلبى كه در آن نكته سوداء است، و شرّ و خير در آن جنگ كنند تا كدام غالب آيد. و قلب مفتوح كه در آن چراغهاى روشن است كه تا روز قيامت انوار آن خاموش نگردد، و آن قلب مؤمن است [٢]. و اين منافات با آن حديث شريف ندارد، زيرا كه قسم اوّل در اين
[١] ر. ك: مرآة العقول، ج ١١، ص ٢٥٧- ٢٥٨.
[٢] الكافي، ج ٢، ص ٤٢٣، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب في ظُلمة قلب المنافق»، حديث ٣.