موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٥٠ - در بيان يكى از اسرار صدقه
و روايت شده كه يكى از اصحاب وقتى همين آيه شريفه وارد شد، يك باغى داشت بين خويشاوندانش قسمت كرد و آن را از همه اموالش بيشتر دوست داشت؛ پس رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- فرمود: «خوشا به حال تو! خوشا به حال تو! كه اين حال سودمندى است براى تو» [١].
و از براى جناب ابوذر غفارى ميهمانى آمد. فرمود به او كه من شغلى دارم، و از براى [من] شترهايى است برو بهترين آنها را بياور. ميهمان رفت و يك شتر لاغرى آورد. ابوذر فرمود: به من خيانت كردى. گفت: بهترين شترها شتر فحل بود؛ به يادم آمد روز احتياج شما را به سوى آن. ابوذر فرمود: روز احتياج من به آن روزى است كه مرا در قبر مىگذارند با آنكه خداى تعالى فرمايد: «هرگز به برّ و نيكويى نرسيد مگر آنكه انفاق كنيد آنچه را دوست مىداريد». و فرمود در مال سه شريك است: يكى قَدَر است، كه فرقى نكند پيش آن كه خوب يا بد آن را ببرد به هلاك نمودن. دوم وارث است، كه منتظر مردن تو است. و تو سومى آنهايى. پس اگر توانستى كه عاجزتر از آنها نباشى نباش. خداى تعالى فرمايد: لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ [٢]. و اين شتر محبوب بود پيش من در بين اموالم، پس دوست داشتم كه براى خودم پيش بفرستم [٣].
در بيان يكى از اسرار صدقه
بايد دانست كه انسان با علاقهمندى و محبت به مال و منال و زخارف دنيويه بزرگ شده است و تربيت گرديده، و اين علاقه در اعماق قلب او جايگزين گرديده. و منشأ
[١] «رُوِيَ أَنَّ أَبا طلحَةَ قَسَّمَ حائطاً لَهُ في أَقاربِهِ عندَ نُزُولِ هذِهِ الآيَةِ، و كانَ أحَبَّ أَمْوالِهِ إلَيْهِ. فقالَ لَهُ رسولُ اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم: بَخٍّ بَخٍّ! ذلِكَ مالٌ رابحٌ لَكَ». (مجمع البيان، ج ٢، ص ٧٩٢، ذيل آيه ٩٢ آل عمران)
[٢] آل عمران (٣): ٩٢.
[٣] مجمع البيان، ج ٢، ص ٧٩٣، ذيل آيه ٩٢ آل عمران.