موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٣٦ - در بيان اختلاف مردم در حفظ حضور حق
عيناً و شهوداً. و البته در اين رتبه، سالك به هر مرتبه كه هست حفظ حضور حق كند و از مخالفت آن ذات مقدس خوددارى نمايد؛ زيرا كه حفظ حضور و محضر از فطرتهايى است كه خلق بر آن مفطورند، و هرچه انسانى بىحيا باشد غيبت و حضورش با هم فرق دارد؛ خصوصاً كه حضور مُنعم عظيمِ كامل باشد كه در فطرتْ حفظ حضورِ هر يك مستقلًا ثبت است.
در بيان اختلاف مردم در حفظ حضور حق
و بايد دانست كه هر يك از اهل ايمان و سلوك و عرفان و ولايت بهطورى حفظ حضور و حضرت كنند كه خاص به خود آنهاست. چنانچه مؤمنين و متقين حفظ حضور را به ترك نواهى و اتيان اوامر دانند؛ و مجذوبين به ترك توجه به غير و انقطاع تامّ كامل دانند؛ و اوليا و كمّل به سلب غيريت و نفى انانيت دانند.
و بالجمله، يكى از مقامات شامخه اهل معرفت و اصحاب قلوب، مشاهده حضور حق و حفظ حضرت است، چنانچه با مشاهده كيفيت علم فعلى حق و فناى اشيا در ذات حق و حضور موجودات در پيشگاه مقدس و فهم اينكه دار تحقق محضر ربوبيت است، حفظ محضر نمايند به هر مقام كه هست. و اين نيز از فطريات است.
و به مقام اوّل اشاره فرموده است رسول اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله- در وصيتى كه به حضرت امير- عليه السلام- فرموده كه ما اكنون به شرح آن مشغوليم، و در حديث شريف اسحاق بن عمّار، بقوله صلّى اللَّه عليه و آله: «
والثالثة الخوف من الله عز ذكره كأنك تراه»
، وبقوله عليه السلام: «
خف الله كأنك تراه».
و به مقام دوم اشاره فرموده است جناب صادق- عليه السلام- بقوله: «
وإن كنت لا تراه فإنه يراك».
و به فطرت حفظ محضر اشاره فرموده است جناب صادق- عليه السلام- بقوله:
«و إن كنت تعلم أنه يراك ...».
و از براى خوف، به حسب اختلاف مراتب اهل ايمان و سلوك و رياضت و عرفان، مراتبى است كه از مراتب بزرگ آن خوف از عظمت و تجليات قهريه و جلاليه حق است.