موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٤ - فصل در بيان ورع است
خوف از وقوع در محرّمات؛ چنانچه در حديث شريف «تثليث» [١] اشاره به آن شده است؛ و ورع اهل زهد اجتناب از مباحات است براى احتراز از وِزرِ آن؛ و ورع اهل سلوك ترك نظر به دنياست براى وصول به مقامات؛ و ورع مجذوبين ترك مقامات است براى وصول به باب اللَّه و شهود جمال اللَّه؛ و ورع اوليا اجتناب از توجه به غايات است. و از براى هر يك شرحى است كه اشتغال به آن به حال ما مفيد نيست.
و آنچه در اين مقام بايد دانست آن است كه ورع از محارم اللَّه پايه تمام كمالات معنويه و مقامات اخرويه است؛ و از براى هيچ كس مقامىحاصل نشود، مگر به ورع از محارم اللَّه.
و قلبى كه داراى ورع نباشد، بهطورى زنگار و كدورت او را فرو مىگيرد كه اميد نجات بسا باشد كه از آن منقطع گردد. صفاى نفوس و صقالت آنها به ورع است. و اين منزل براى عامه مهمترين منازل است، و تحصيل آن از مهمات مسافر طريق آخرت است.
و فضيلت آن به حسب اخبار اهل بيت عصمت- عليهم السلام- بيش از آن است كه در اين اوراق مذكور گردد. و ما به ذكر بعض احاديث در اين باب اكتفا مىكنيم و طالب بيشتر به كتب اخبار رجوع نمايد.
كافى بِإسْنادِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ- عليه السلام- قَالَ: «
أوصيك بتقوى الله، والورع، و الاجتهاد. واعلم أنه لا ينفع اجتهاد لا ورع فيه» [٢].
فرمود حضرت صادق- عليه السلام- به راوى: «وصيت مىكنم تو را به پرهيزگارى، و ورع، و جدّيت در عبادت. و بدانكه جديت در عبادت فايده ندارد در صورتى كه ورع در آن نباشد».
و به اين مضمون باز روايت است [٣]. و اين دليل بر آن است كه عبادات بدون ورع از
[١] ر. ك: صفحه ٤٤٦.
[٢] الكافي، ج ٢، ص ٧٨، «كتاب الإيمان و الكفر»، «باب الورع»، حديث ١١؛ وسائل الشيعة، ج ١٥، ص ٢٤٣، «كتاب الجهاد»، «أبواب جهاد النفس وما يناسبه»، باب ٢١، حديث ٢.
[٣] وسائل الشيعة، ج ١٥، ص ٢٤٣، «كتاب الجهاد»، «أبواب جهاد النفس وما يناسبه»، احاديث باب ٢١. ٠