موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٠ - فصل علاج وسوسه
اما طريق علم، پس تفكر نمودن در اين امورى است كه ذكر شد. انسان خوب است اعمال و افعالش از روى تفكر و تأمل باشد. فكر كند آيا اين عملى كه مىكند و مىخواهد مرضىّ خداوند تعالى باشد از كجا و از كى اخذ مىكند كه كيفيت آن بايد چنين و چنان باشد. معلوم است عوام از مردم از فقها و مراجع تقليد آنها از كتاب و سنت و طرق اجتهاديه، كيفيت عمل را به دست مىآورند؛ پس، ما وقتى كه مراجعه كنيم به كتب فقها، از عمل وسواسى تكذيب شده و بعضى از اعمال او را باطل شمردهاند؛ و وقتى كه مراجعه كنيم به احاديث شريفه و كتاب الهى، مىبينيم كه عمل او را از شيطان شمردهاند و سلب عقل از صاحبش فرمودهاند. پس، در اين صورت انسان عاقل اگر شيطان بر عقلش مسلط نشده باشد و قدرى تأمل و تفكر كند، بايد بر خود حتم كند كه دست از اين عمل فاسد بردارد و در صدد برآيد كه عمل خود را تصحيح نمايد كه مرضىّ حق تعالى باشد.
و لازم است هر كس در خود شائبه اين امر را يافت، به مردم معمولى مراجعه كند و عمل خود را عرضه بر علما و فقها دارد و استفسار از آنها كند كه آيا مبتلا به مرض وسواس است يا نه؛ زيرا كه بسيار اوقات انسان وسواسى از حالت خود غافل است و خود را معتدل و ديگران را بىمبالات مىداند؛ ولى اگر قدرى فكر كند، اين عقيده را نيز مىفهمد از شيطان و القائات آن خبيث است؛ زيرا كه مىبيند علماء و دانشمندان بزرگ، كه به علم و عمل آنها عقيده مند است، بلكه مراجع تقليد مسلمين، كه مسائل حلال و حرام را از آنها اخذ مىكند، عملشان بر خلاف اوست؛ و نتوان گفت كه نوع متدينين و علما و بزرگان دين مبالات به دين خدا ندارند و شخص وسواسى فقط مقيد به ديانت است.
و پس از آنكه علماً فهميد، لازم است اصلاح عمل، وارد مرحله عمل شود، و عمده در عمل آن است كه بىاعتنايى كند به وسوسه شيطانى و خيالاتى كه به او القا مىكند.
مثلًا اگر مبتلا به وسوسه در وضوست، به رغم شيطان يك غرفه آب استعمال كند. لابد شيطانش مىگويد كه اين عمل صحيح نيست. جواب او را بدهد كه اگر عمل من درست نيست، پس بايد عمل رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- و ائمّه طاهرين- عليهم السلام-