موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨١ - فصل در توجيه عرفانى از آيه شريفه
و اما فتح مطلق از مقامات خاصه ختميه است، و اگر براى كسى حاصل شود، بالتبعيه و به شفاعت آن بزرگوار واقع مىشود.
و از اين بيانات معلوم شد كه از براى ذنب و گناه مراتبى است كه بعضى از آن از حسناتِ ابرار شمرده شود؛ و بعضى براى خُلَّصْ ذنب است. و گويند كه رسول اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله- فرموده: «
ليران (أو ليغان) على قلبي؛ وإني لأستغفر الله في كل
يوم سبعين مرة» [١]
. اين كدورتْ توجه به كثرت تواند بود، ولى از قبيل خواطر بوده كه به زودى زائل مىشده. و در حديث است كه رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- از هيچ مجلسى بيرون تشريف نمىبرد مگر آنكه بيست و پنج مرتبه استغفار مىكرد [٢].
و از اين احاديث معلوم مىشود كه «استغفار» فقط منحصر به گناهِ منافىِ عصمت نيست؛ و «مغفرت» و «ذنب» به اصطلاح عرف عام نيست. پس، اين آيه شريفه منافات بامقام معنويه ندارد؛ بلكه مؤكد آن است، زيرا كه از لوازم سلوك معنوى و عبور از مدارج و رسيدن به اوج كمال انسانى غفران ذنوبِ لازمه مقامات و مدارج است؛ زيرا كه هر موجودى در اين عالم است وليده همين نشئه ملكيه و ماده جسمانيه است و داراى تمام شؤون ملكى حيوانى و بشرى و انسانى است، بعضى بالقوّه و برخى بالفعل؛ پس، اگر بخواهد از اين عالم به عالم ديگر و از آنجا به مقام قرب مطلق سفر كند، بايد اين مدارج را طى كرده و از منازل متوسطه كوچ نمايد؛ و به هر مرتبهاى كه رسد، در آن مرتبه مغفور شود ذنوب مرتبه سابقه، تا در تحت تجليات ذاتيه احديه تمام ذنوب مغفور گردد، و ذنب وجودى كه مبدأ و منشأ تمام ذنوب است در ظل كبرياى احدى مستور گردد. و اين غايت عروج كمال موجود است. و در اين مقام موت و فناى تامّ دست دهد. و لهذا وقتى كه آيه شريفه إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ نازل شد، رسول اكرم
[١] بيان السعادة، ج ٤، ص ٩١ (ليران على قلبي ...)؛ مستدرك الوسائل، ج ٥، ص ٣٢٠، «كتاب الصلاة»، «أبواب الذكر»، باب ٢٢، حديث ٢ (ليغان على قلبي ...).
[٢] عن الصادق عليه السلام قال: «كانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله و سلم لَايَقُومُ مِنْ مَجْلِسٍ وَإِنْ خَفَّ حَتَّى يَسْتَغْفِرَ اللَّهَ خَمْساً وَعِشْرِينَ مَرَّةً». (الكافي، ج ٢، ص ٥٠٤، «كتاب الدعاء»، «باب الاستغفار»، حديث ٤، با اندكى تفاوت)