موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٥ - فصل در بيان علاج اين موبقه است
گذاشته از آن استفتا نمايد. البته انسان با خود دشمنى ندارد؛ تمام معاصى از روى جهالت و نادانى و غفلت از مبادى آن و نتايج آن از انسان صادر مىشود. اما فايده خيالى مترتّب بر آن، آن است كه انسان به قدر چند دقيقه قضاى شهوت نفسانى خود را در ذكر مَساوى مردم و كشف عورات آنها كرده، و با بذله گويى و هرزهسرايى، كه ملايم با طبيعت حيوانى يا شيطانى است، صرف وقت نموده مجلس آرايى نموده و تشفّى قلبى از محسودان نموده است.
اما آثار زشت آن، شمّهاى از آن را در فصلهاى سابق شنيدى. اكنون شمّهاى از آن را گوش كن و عبرتگير و در ميزان مقايسهگذار. البته اين تفكر و موازنه نتايج حسنه دارد.
اما آثار آن در اين عالم، آن است كه انسان از چشم مردم مىافتد و اطمينان آنها از او سلب مىشود. طباع مردم بالفطره مجبول به حبّ كمال و نيكويى و خوبى و متنفر از نقص و پستى و زشتى است؛ و بالجمله، فرق مىگذارند بين اشخاصى كه احتراز از هتك مستور و از كشف اعراض و سراير مردم كنند، و غير آنها. حتى خود مغتاب نيز شخص محترز از اين امور را از خود ممتاز داند، فطرتاً و عقلًا. اگر كار را از حد گذراند و پرده ناموس اعراض مردم را دريد، خداوند او را در همين عالم رسوا مىكند. چنانچه در روايت اسحاق بن عمّار، كه سبق ذكر يافت [١]، مذكور است. و بايد انسان بترسد از آن رسوايى كه به دست حق تعالى واقع شود كه جبران پذير نخواهد بود. پناه مىبرم به خداوند از غضب حليم. بلكه ممكن است هتك حرمات مؤمنين و كشف عورات آنها انسان را منتهى به سوء عاقبت كند؛ زيرا كه اگر اين عمل در انسان ملكه شد، تأثيراتى در نفس دارد كه يكى از آنها اين است كه توليد بغض و عداوت مىكند نسبت به صاحبش؛ و كم كم زياد مىشود. و ممكن است اين بغض و عداوت باعث شود كه در وقت مردن كه كشف بعض حقايق بر انسان شود و معاينه بعض عوالم را كرد و پرده ملكوت برداشته شد، انسان به واسطه رؤيت مقامات آنها و اكرام و اعظام حق تعالى از
[١] ر. ك: صفحه ٣٣٧.