موسوعة الإمام الخميني 46 (شرح چهل حديث( اربعين حديث)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩١ - فصل در نتايج صبر است
و احاديث بسيار در اين باب است كه ما پس از اين به مناسبت به ذكر بعضى از آن مىپردازيم.
صبر كليد ابواب سعادات و سرمنشأ نجات از مهالك است. بلكه صبرْ بليّات را بر انسان آسان مىكند و مشكلات را سهل مىنمايد و عزم و اراده را قوّت مىدهد و مملكت روح را مستقل مىنمايد. و جزع و بىتابى علاوه بر عارى كه خود دارد و كاشف از ضعف نفس است، انسان را بىثبات و اراده را ضعيف و عقل را سست مىكند. جناب محقق خبير خواجه نصير- قدّس اللَّه سرّه- فرمايد: «وَهو (أَىِ الصَّبْرُ) يَمْنَعُ الباطِنَ عَنِ الاضْطِرابِ، وَاللِّسانَ عَنِ الشِّكايَةِ، وَالأَعْضاءَ عَنِ الحَرَكاتِ الْغَيْرِ الْمُعْتادَةِ» [١]. يعنى «صبر جلوگيرى كند باطن را از بىتابى، و زبان را از شكايت، و اعضا را از كارهاى خلاف عادت». و بهعكس انسان غير صابر باطن و قلبش مضطرب و وحشتناك است و دلش لرزان و متزلزل است. و اين خود بليّهاى است فوق بليّات و مصيبتى است بالاترين مصيبتها كه سر بار انسان مىشود و راحتى را از انسان سلب مىكند. اما صبر تخفيف مىدهد مصيبت را، و قلب غالب مىشود بر بليّات و اراده قاهر مىشود بر مصيبات وارده. و همينطور انسان غير صابر و بىشكيب زبانش به شكايت پيش هر كس و ناكس باز شود؛ و اين علاوه بر رسوايى پيش مردم و معروفيت به سست عنصرى و كمثباتى و افتادن از نظر خلق، پيش ملائكة اللَّه و در درگاه قدس ربوبيت از ارزش مىافتد.
بندهاى كه نتواند يك مصيبت كه از حق و محبوب مطلق به او مىرسد تحمل كند، و انسانى كه از ولى نعمت خود، كه هزاران هزار نعمت ديده و هميشه مستغرق نعمتهاى اوست، يك بليّه ديد زبان به شكايت پيش خلق گشود، چه ايمانى دارد و چه تسليمى در مقام مقدس حق دارد؟ پس درست است كه گفته شود: «كسى كه صبر ندارد ايمان ندارد». اگر تو به جناب ربوبى ايمان داشته باشى و مجارى امور را به يد قدرت كامله او بدانى و كسى را متصرف در امور ندانى، البته از پيشامدهاى روزگار و از بليّات وارده
[١] أوصاف الأشراف، ص ٥٩، فصل ٥؛ مرآة العقول، ج ٨، ص ١٢٠.